دوشنبه ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
گوناگون
شهین که در خرداد سال ۱۳٥۰ دستگیر و به پنج سال محکوم شده بود تا سال ۱۳٥۶ در زندان ماند. در سال ۱۳۶۱ نیز دستگیر و چهار سال و نیم در جمهوری اسلامی به حبس بود و بار دیگر طعم تلخ زندان را چشید با همان صلابتی که زندان رژیم شاه را گذراند. او تا پایان زندگی اش به مردم عشق ورزید.
چهره پهلوانان مردمی، دوست داشتنی که در تمامی طول تاریخ با تلاش خودبا دلیری و پهلوانی خویش نهال امید در دل ها کاشته اند .پیروزی در این میدان ها که ببهای روزها وشب ها سخت کوشی وعرق ریختن وگذشتن از بسیاری خواسته ها صورت می گیرد!تلاش برای باز گردانیدن و حفظ غرور ملتی که سرانجام بلند خواهد شد و نقش آزادگی وحریت خود را بر تارک تاریخ این سرزمین که تختی ها ،قلیچ خانی ها نوید افکاری و نهایت یزدانی ها به نگهبانی ازآن بر دروازه وطن ایستاده اند خواهد زد.
فروم میگفت از خودبیگانگی ها در ضمیر ناخودآگاه انسان نفوذ کرده و موجب بیماریها و ناگواریهای روانی انسان میشوند. وی خواهان روح و روان هومانیستی رادیکال است که موجب تغییرات اجتماعی انسانی فرد گردند. وی میگفت راهنمای یک زندگی سالم انسانی میتواند دو هدف باشد؛ داشتن یا شوق مالکیت؛ که انسان را جامعه ستیز میکند، و شوق به بودن و هستی؛ که انسان باید اخلاق مدار باشد.
انسانی كه بتواند در اين گفتوگوی درونی، با خود به مثابه «ديگری» انديشه كند، توانايی داوری و تشخيص ميان خوب و بد را، به ويژه در شرايطی كه نظام ارزشی فرو ريخته باشد، به دست می آورد. نكته ديگر در تفكر آرنت، «زندگی در عصر ظلمت» است. او فضای ظلمانی و تقديرِ زيستن در چنين شرايطی را عذر موجه برای عدم واكنش اخلاقی و وجدانی نمیداند.
از کودکی چنین بود. ماه گذشته که سکته کرد و در بیمارستان بستری گردید، تمام روزها انبوهی ازمردم عادی، کسانی که او را از دور و نزدیک می شناختند برای دیدنش به بیمارستان می رفتند. ناظرانی که او را نمی شناختند، می پرسیدند که این شهین توکلی کیست؟ انسان شکوهمندی که حتی در زندان زمان شاه نیز در هر سلول در هر بندی که قرار گرفت سکوت زندان شکست، شادی و امید آفرید."
علم نیز چون دانش تاریخی طولانی دارد. شروع آن را میتوان از زمان آنکسیماندر دانست. قرنها یافتههای علمی، بهغیر از هندسه و علم اعداد، بیشتر در شکل توصیفی، بیان کیفی، ارائه میشدند. بیان کمی و کیفی علم از دوران گالیله، به ویژه از زمان نیوتن به این طرف، با بهرهجوئی از زبان دقیق ریاضی مرسوم گردید. منظور ما از علم توانائی شناختی ویژه، کاوش در بارهی رابطهها، ویژهگیهای اساسی، روابط علّی، قوانین بخش مربوطه، توسعه، بررسی، بازنگری و تجدیدنظر در یافتهها میباشد. علم فرهنگ شک و تردید است و نه باورها. علم در مفهومها، زیرردهها، فرضیهها، نظریهها و قوانین منطقی خلاصه میشود.
لباس شخصیهای رسانهای و فضای مجازی هر روز بازارشان داغتر و پررونقتر میشود. به عنوان تحلیلگر، مخاطب و منتقد؛ در برنامههای رادیویی و تلویزیونی حضور گستردهای دارند. اگر بتوانند خودشان را بهعنوان تحلیلگر و کارشناس جا بیاندازند، کارشان سکه خواهد شد و هر روز مخاطبان را با افاضاتشان مستفیض خواهند نمود. و عملا مخاطب را از داشتن برنامهای پربار و بدرد بخور محروم خواهند کرد. این «لباس شخصیها» یا به عبارتی دیگر «ارتش سایبری» به عنوان مخاطب با شبکههای تلویزیونی تماس میگیرند و وقت برنامه را با سؤالهای طولانی و بلاانقطاع پر میکنند.
ما وقتی نداشتیم که شناخت پیدا کنیم، بفهمیم و بدانیم که انسان، ولو انسان مبارز، می تواند و باید روحیات گونه گون داشته باشد، عاشق طبیعت باشد فقط برای دیدن سبزه و چشمه و نه الزاما افزایش قدرت جسمانی، عاشق سفر باشد، تا سرزمین خود و مردمش را ببیند و بشناسد و از موسیقی در جاده لذت ببرد و نه الزاما برای اجرای قرار در جدالی دائمی.
انسان همیشه در جستجوی مکانی مناسب برای خود در جهان بوده است. اندیشه نو یعنی شناخت آزاد برای انسان آزاد. فلسفه علم یعنی استفاده از دستاوردهای شناخت. فلسفه، نقد وضعیت موجود و مزرعه ساختارهاست.
در یک سیستم سرمایه داری، افراد زیادی برای دیدن خانواده وحفظ دوستیهای موجود - چه رسد به ایجاد و پرورش دوستیهای جدید- وقت ندارند. ایجاد وقت برای دیدن افراد وقتی که مثلا چند جا (اغلب با اوقات کاری نا منظم)، کار میکنید ارتباط گرفتن، مراقبت از کودکان و اعضا خانواده، و انجام وظایف بنیادی مانند آشپزی، رفتن به بقالی، وشستن رختها، برخی اوقات به صورت هم زمان دشواراست.
موضوع این شماره: بحران پناهندگی؛ قوانین و واقعیات
همکاران این شماره: مرجان نیک خواه، ملیحه حیاتی، دکتر مهرداد درویشپور، ناهید کشاورز، سیامک سلطانی، مینا امیدوار، مژگان کاهن، بیــژن میثمــی، دکتر گودرز اقتداری، رویا م.، روزا روزبهان، حسین غبرایی، مراد رضایی و علی صمد
صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی
همکاران این شماره: مرجان نیک خواه، ملیحه حیاتی، دکتر مهرداد درویشپور، ناهید کشاورز، سیامک سلطانی، مینا امیدوار، مژگان کاهن، بیــژن میثمــی، دکتر گودرز اقتداری، رویا م.، روزا روزبهان، حسین غبرایی، مراد رضایی و علی صمد
صفحه آرایی و گرافیک: مراد رضایی
"دو باری که اجازه ملاقات دادند همراه چند پاسدار مسلح به سالنی که هیچ پنجره ای نداشت آوردند؛ ریشش بلند شده بود. هر دیدار زخم های پانسمان شده تنش پیدا بود. دیگر اجازه ملاقات ندادند .... بعد یازده ماه که در انفرادی بود، تیر ماه سال ۶۴ به پدرش زنگ زدند که خانمش با بچه اش می توانند بیایند ملاقات. به پسرم گفتم که فردا بابا را خواهی دید . روز پنجم تیر به پدرش زنگ زدند که لازم نیست بیائید اعدام شد! باور کردنی نبود."
باغی که او با هنر خود با رشته های حسی تنیده شده با فریاد آزادی گوشه کوچکی از دریچه آن باغ برروی ما گشود و ما را با خود بi سیاحت آن باغ برد. من هنوز هر زمان که دلم تنگی می گیرد، به سراغش می روم تا دریچه ای از باغ جادوئی خود بگشاید؛ باغی که در آن فریاد آزادی خواهی درد ورنج حاصل از این آزادی خواهی را می شنوی! می توانی در موهای سفید او نزدیک شدن به لحظه وداع را ببینی . اما آن چشمان درخشان آن ذهن زیبا ، آن روح سرکش و بیقرار ،آن شور هستی نهفته بر آن، آن دست های آفرین کار بتو می گویند که هیچ چیز پایان نیافته و نمی باید!
در این شماره میخوانید:
- وضعیت جاری و چشمانداز آتی؛
- کشتار کرونا یا نسلکُشی جمهوری اسلامی؛
- لباس شخصی های فضای مجازی یا ارتش سایبری؛
- بحران رهبری بعد از حمید اشرف؛
- و ...
- وضعیت جاری و چشمانداز آتی؛
- کشتار کرونا یا نسلکُشی جمهوری اسلامی؛
- لباس شخصی های فضای مجازی یا ارتش سایبری؛
- بحران رهبری بعد از حمید اشرف؛
- و ...
ساعت از ۹ شب گذشته بود و ما بی توجه به خطرات احتمالی، تصمیم گرفتیم که پیاده تا یوسف آباد برویم و ازین فرصتی که پیش آمده و ممکن است تکرار نشود، حداکثر استفاده را بکنیم. از خاطرات تلخ و شیرین پیش از انقلاب گفتیم، از دوران دانشکده، باورهای غلط و اینکه در هیچ کجای جهان، عشق نمی تواند سد راه مبارزه باشد! میانه صحبت ها ،جهانگیر ناگهان و انگار به خودش آمده باشد،گفت باید به زهرا زنگ بزنم تا الان حتما حسابی نگران شده،تازه رسیده بودیم بالای یوسف آباد.
«محسن» را نتوانستند زنده بگیرند؛«علیرضا» را اگر در بند کردند اما عشق جاودانه اش به «خانه خراب» به او زندگی می بخشید؛ اما سرانجام هم او و هم« انوش»، «رضی »، «منصور»، «احمد»، «خلیل»، «دکترشهاب»،«یوسف»، «دکترغلام» و بسیار کسان دیگر را بردار کردند. «احمد»، «مصطفی»، «نقی»، «ضرغام» و دیگرانی جلای وطن نمودند؛ و از آن همه شور زندگی، تنها خاطرهای باقی ماند و نسلی که فرهیخته بود و آرزوهای بزرگ داشت، بازهم در نیمه راه مقصود، به مقصد نرسید.
سالها طول کشید تا بفهمم تل زعتر کجاست، هوشی مین کیست و توماج چرا کشته شد. سالها طول کشید تا بهفمم مادرم در آن خلوت غمناک دنبال شنیدن چه خبری از رادیو بود. سالها طول کشید تا بفهمم پدر چرا رفت، کجا رفت و چرا دیگر هرگز بازنگشت. عریان شدن همه چیز نیاز به زمان داشت جز یک چیز: "شبح پنهان اندوه". چنان زود نقاب از چهره برداشت که مجال کودکی کردن نیافتم.
می گویند اساس فاجعه در «طبیعی جلوه دادن فاجعه ایست که رخ داده» هانا آرنت* و کارل یاسپرس** پس از جنگ جهانی به بحث فلسفی و روانشناسی جنایات نازی ها پرداختند. آنها سعیکردند به این پرسش پاسخدهند که چگونه مردم در مقابل نظامهای فاشیستی و تمامیت خواه تسلیم میشوند و به آنها اجازه میدهند دست به جنایات سازمانیافته بزنند.
در عصر گلوبال تحولات اقتصادی و اجتماعی کنونی، موضوعات ماتریالیستی دیالکتیکی مطرح و موضوع روز هستند. چون در کشورهای بلوک شرق سابق آثار مارکس با دید انتقادی مطالعه نمیشد. بحث "مارکس بعد از مارکسیسم" هنوز به اندازه کافی مورد نقد قرار نگرفته است. پُست مارکسیست ها خلاف مارکسیستها، نه برای نوستالژی آینده، بلکه حتی برای حل موضوعات زمان حال راه حلی ندارند و دچار مشکلات هستند. اعتماد به نفس و جدی بودنشان ضعیف تر از مارکسیست هاست.
بی لیاقتی حکومتگران در مهار کرونا هر روز جان بسیاری از هم وطنان ما را می گیرد. اعتصابات کارگران ، معلمان، بازنشسته گان ، پرستاران و ... هرروزابعاد جدیدی به خود می گیرد. همبستگی مردم ایران در اعتراض به حکومت اسلامی در اشکال مدنی، در حال گسترش است وحکومت مانند همیشه تلاش مذبوحانه می کند تا صدای مردم را خفه کند .اما غافل از این که دیگر عمر این حکومت بسر آمده است و مردم تا رسیدن به آزادی و دموکراسی از پا نخواهند نشست.
در "روز بدون دیروز"۹، در نزدیکی مهبانگ، در اندازههای پلانک، فاز اولیهی کیهان و در سیاهچالهها ما با سیستمهای کاملا کوانتومی سر و کار داریم. در عین حال ما هیچ چیز خاصی از اینگونه سیستمها که صحت آن را به اثبات رسانده باشیم نمیشناسیم. از اینرو فزیکدانان نظری تلاش میکنند با بررسی ایدهها و نظریههای مختلف، از جمله نظریه ریسمانها، راه حلی برای توصیف دنیای پلانک و فاز آغازین کیهان پیدا کنند.
تجربه چندین سال انتشار نشریه «کار داخل کشور» به ما نشان داد که نشریات مکتوب در کشور ما، کماکان کارآیی، پایداری و توان سازمانگری خود را حفظ کرده اند. بویژه آنکه، کافی نبودن پوشش شبکه اینترنتی در کشور، نداشتن توان مالی اکثریت اقشار فرودست و زحمتکش جامعه برای بهره مندی از اینترنت، فیلتراسیون گسترده سایت های اپوزیسیون، بویژه چپ و ...
دامنه مبارزه فکری ایدئولوژیک با مارکسیسم و حزب توده در ادبیات مذهبی بعد از سال 1320 گسترده شد. نتیجه آنکه در زمینه مبارزه با ماده گرایی دهها عنوان کتاب طی این 37 سال تا زمان انقلاب توسط افرادی مانند محمد تقی آملی، یحیی شکوهی محسنی، سراج انصاری، عبدالحسین کافی، حسین فقیه مرندی، ابوالفضل نبوی قمی، جلال الدین آشتیانی، سرهنگ اکبر افروخته، سید غلامرضا سعید، ناصر مکارم شیرازی، حسن حسن زاده رشتی، مهدی بازرگان، علی حسین کرمانی، مهدی قائنی، علامه طباطبایی، مرتضی مطهری، علی شریعتی، و خسرو شاهی انتشار یافت.
مردی خوش اقبال با برادر طبیب که چریک فدایی جان حسن بود و تمام عالم طب را در اختیار گرفت تا مگر حسن بیشتر بماند و خواهری پزشگ که حسن را قدیس گونه پرستاری نمود. راست میگویند پروانه وار گرد شمع وجود. و همسری هماره مراقب و دختری این روزها با چشمان ناودان و پسری با بغض غلیظ.
خانوادهی بزرگ فرهودی، در راه آزادی و رفاه مردم و عدالت اجتماعی سهم شایستهای داشته است. زنده یا احمد فرهودی از پیشگامان فدائیان خلق ایران بود که علیه استبداد محمدرضاشاهی بهپا خاست، در حمله به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل شرکت داشت و در ۲۶ اسفند ۱۳۴۹، توسط رژیم شاه اعدام شد. حسن فرهودی، پنج سال از عمر خود را در شکنجهگاه رژیم شاه گذراند با عوارض و دردهای فراوان در تن و جانش. غلامحسین فرهودی زندانی سیاسی رژیم شاه بود که چند سال پیش بر اثر بیماری درگذشت.
رحمان هاتفی، آن جان شیفته و شوریده ای بود که همه نبوغ و استعداد بی بدیل و سرشارش را در خدمت آرمان والای زحمتکشان و اندیشهِ پویا و انسانی سوسیالیسم، بی دریغ به کار گرفت، ودر این راه سخت وجانفرسا بی وقفه لحظه ای متوقف نشد، و تا پای جان با گردنی افراشته ایستاد .هاتفی روزنامه نگاری حرفه ای با قلمی تاثیرگذار بود و بدون مبالغه قلم جادویی اش در نگارش مقاله های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر خواننده با ذوق را متاثر میکرد.
حال او باقامتی تکیده ،چهره ای شکسته وپیر شده که نشان از پای سنگین گذر دژخیمان بر جسم او دارد، پیکر نحیف خود برعصای دستی حمایل کرده ودر مقابل در زندان ایستاده است.اما! نوری زاد را با شمایل نمی توان توصیف کرد. او روح زنده و سلحشور یک ملت است. روحی بزرگ در قالب یک انسان. من در چهره تکیده او با آن آرامش ولبخند چیزی جز عظمت یک انسان در نبردی نا برابررا نمی بینم.
او که گمان میکرد فرزندش مانند اعدامیان دیگر تابستان ۶۷ در گورهای جمعی خاوران به خاک سپرده شده است برای سالها به خاوران میرفت و یاد فرزندش را زنده نگه میداشت. صبریه کفاشیان و مادران دیگر خاوران خواهان پاسخگویی مسئولان بودند که چرا فرزندانشان را که حکم زندان داشتند، به ناگهان و بدون اطلاع اعدام کردند و آنها را مخفیانه دفن کردند.
ما هیچ اطلاعی نداریم که نیروی گرانشی در کوچکترین مقیاس به چه شکلی تحت تاثیر نطریه کوانتوم است، یعنی ما هنوز نظریهای به نام نظریه گرانش کوانتومی نداریم. اما چنانچه ما فضا را ساختاری گسسته (مانیفلد گسسته) بدانیم در اینصورت طبق نظریه ریمان (هندسه ریمان) هر ناحیهی محدود از آن شامل تعداد قابل شماری از عناصر میشود. بنابر توضیحات بالا فضای گسسته بطور طبیعی اطلاعات در مورد تناسبات را دربردارد.
تابستان سال ۵۰، هنوز دیپلم نگرفته بودم. با پسر خواهرم در جاده ساوه کار می کردیم و اتاقی اجاره ای داشتیم درخانه ای شبیه «خانه ی قمر خانم» در خیابان «شیخ هادی».
آستانه صبر ملتها تا چه میزان است؟ با قتل هر بیگناهی، وجدان جامعه آسیب میبیند و تکرار آن کرختی وبی تفاوتی را دامن میزند. هیچ امری خطرناکتر از روح کرخت شده یک ملت نیست! زمانی که آه مظلومان، مویه مادران در تن جامعه ننشیند قلب ها را بدرد نیاورد ،حس همدلی درون قلب ها جوانه نزند.بازو در بازو گره نخورد،کلمه زییای ای تو من برلب ها جاری نگردد! سخنی از عدالت و آزادی نخواهد بود.
تا سال گذشته، شرط دفاع از رساله دکتری، داشتن دستکم یک مقالهی علمی- پژوهشی از نشریات مورد اعتبار وزارت علوم بوده است و دانشجو تنها پس از احراز کفایت دستاوردهای علمی ( یعنی چاپ یک مقاله علمی – پژوهشی معتبر و مستخرج از رساله) میتوانست مجاز به دفاع از رسالهی خود باشد. در پایگاه اطلاعرسانی رئیسی که حتی لیست سخنرانیهای وی نیز بهعنوان رزومه قید شده است ، هیچ نشانی از چاپ حتی یک مقاله بهچشم نمیخورد و تنها کتابی با عنوان «تقریرات درس قواعد فقه» بهعنوان رزومهی علمی وی ذکر شده است.
کشاندن مردم به پای صندوق رای به بهانه «انتخاب بد در برابر بدتر» یک تاکتیک بسیار نادرست و در چارچوب منافع و برنامه های حکومت است. انتخابات یک فرایند دمکراتیک است برای اعمال اراده رای دهندگان که با حضور در پای صندوق های رای پایان نمی گیرد، بلکه رای دهندگان پس از آن از راه سازمان های سیاسی و نهادهای مدنی خود فعالیت انتخاب شدگان را کنترل کرده و درصورت نیاز آنان را بازخواست می کنند.
حال سؤال اساسی و دردآور این است که ما اهل سنت ایران اکنون کجای تاریخ ایستاده ایم؟ آن هم در زمانی که اکثریت قاطع مردم ایران, شاید برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی با نه گفتن به انتخابات فرمایشی در نیمه روشن تاریخ ایستاده اند.
متأسفانه سیمین در دو سالِ گذشته امکانِ سفر به خارج از کشور و دیدار با پدر را نداشت، و پدرش، دوستِ عزیزِمان ذبیح، که از سفر به کشورش محروم بود هم نمیتوانست به دیدارِ دخترش در روزهای آخرِ زندگیاش برود. اکنون او، درمهاجرت در سوگ دخترش نشسته است.