چهارشنبه ۱ ژوئیه ۲۰۲۶
چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵
اعلامیهها و بیانیههای حزب
پزشکان، پرستاران، کمک پرستاران، بهیاران، ماماها، دندانپزشکان، داروسازان، و کارگران و کارکنان بخش های مختلف درمانی- بهداشتی کشورمان، همه و همه فرزندان، خواهران و برادران، همسران و پدران و مادران ما هستند. اینان همهی سختیها و محرومیتها را تحمل میکنند تا با کاستن از درد ما، در حد توان و امکانات خود هموطنان خود را از مرگ نجات دهند. آنها بحق از ما توقع دارند که دستورات و مقررات پزشکی و بهداشتی را در این شرایط بی کم و کاست رعایت کنیم.
ما برآنیم که قطع جنگ و التزام ارمنستان به تخلیه سرزمینهای اشغالی آذربایجان، مردم دو کشور و کشورهای همجوار را در عین حال از خطر تبدیل منطقه به کانون مداخلات و زورآزماییهای بیشتر قدرتهای خارجی و تشنجات مداوم رهانیده و میتواند و ضرورت دارد که راه دوستی و همکاریهای سازنده و سودمند میان دو ملت آذربایجانی و ارمنی را بگشاید. اگرچه بر پایه تجارب تلخ تاکنونی و وجود نیروهای افراطی در دو طرف، ما هنوز هم به قطع این جنگ با امیدی توام با نگرانی مینگریم.
او از جمله پدران دردمندی بود که کوشید فرزندانی مسئول پرورش دهد، اما جمهوری اسلامی او را آسوده نگذاشت. در جریان اعتراضات سال ۸۸ پسرش شهرام عزیز توسط نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی به شکل وحشیانه ای به قتل رسید. پس از آن خانواده در زیر فشار دائم قرار داشت و به هر بهانه ای یکی از اعضای خانواده بازداشت میشد.
خیزش آبانماه حرکتی بود که در آن تهی دستان و حاشیه نشینان نقش اصلی را داشتند. این نیروها نه صاحب رسانه ای هستند و نه محل کاری برای سازمانیابی دارند. نارضایتی آنها به ناگزیر راه به خیابان می برد و در خیابان است که این نیروها همدیگر را بازیافته و می توانند اعتراضاتشان را به یکدیگر گره بزنند تا صدایشان شنیده شود.
دیرکرد در اتخاذ تصمیمات ضرور، تزلزل در پیشبرد آنها، چند گانگی در مدیریت بحران و بکار نگرفتن همه امکانات برای مهار این بیماری، ترس از استفاده از اقتدار دولتی در زمینه وادار کردن جامعه به رعایت مقررات ویژه کرونا که این خود بخاطر شکاف عمیق میان جامعه با حکومت از یکسو و عملکرد الزامات اقتصادی و قسماً هم ضعف فرهنگی در بخشهایی از جامعه از سوی دیگر است، مشخصههای مواجهه این حکومت با کرونا به شمار میآیند.
حزب چپ ایران (فدائیان خلق) نیز در انطباق با اوضاع بس پیچیده ایران، چه در داخل و چه در مناسبات بین المللی آن، می کوشد بیانگر مطالبات موزون جامعه ایران در مسیر توسعه پایدار آن باشد. این رویکرد مشابه، عرصه گسترده همبستگی عمیق بین حزب شما و ما است.
به این وسیله به اطلاع دوستداران و علاقمندان حزب چپ ایران (فدائیان خلق) می رسانیم که همه پرسی موضوع قرار کنگرۀ نخست حزب، در تاریخ ۱ آبان ۱۳۹۹ ، برابر ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰، برگزار شد.
او عضو سازمان فدائیان خلق ایران - اکثریت بود و تا آخرین لحظات زندگی به برقراری سوسیالیسم، رهایی کارگران و زحمتکشان از یوغ سرمایهداری و ایجاد جامعه ای عاری از ستم و استثمار باور داشت و بر آرمانهای انسانی خود پای میفشرد.
گروە کار کارگری حزب چپ ایران (فدائیان خلق) کە از آغاز فعالیت های خود تا کنون هموارە از حقوق سندیکایی و مبارزات و مطالبات کارگران و زحمتکشان دفاع نمودە، اخراج ٣ روزنامە نگار عضو اتحادیە ی کارکنان تلویزیون ایران اینترنشنال بە دلیل فعالیت اتحادیەای را نقض آشکار حقوق اتحادیەای آنها می داند و آن را محکوم می کند.
حشمت خانم سجادیان شهره به «مامان حشمت»، در میان دوستدارانش، علیرغم زخمی که عمری در درون خود داشت، همواره انسانی مهربان، شاد و خوشرو بود. در دیدار با او هرگز تصور نمی شد که پشت این روحیهی شاداب، زخم اعدام فرزند، رضا زرشگه و داماد، فریدون اعظمی و اعضای پرشمار دیگر خانوادهی بزرگش همچون خورهی تلخی لانه کردهاست.
خودکشی یک کودک بهخاطر اینکه خود را محروم از درس و مشق میبیند، خود را میکشد چون میبیند به دلیل فقر و نداری نمی تواند مثل دیگر همکلاسیهای خود در شرایط کرونائی مدرسه را ادامه دهد. این نه یک خودکشی که گهگاه و در کشور ما در مقیاس وسیع بهگونهی دردمندانه رخ می دهد، بلکه بیشتر با جنایت قابل توضیح است.
آنچه اما شجریان را چنین در دل مردم ایران جا داد، انتخاب سیاسی و اجتماعی او بود. او در همه عمر هنریاش کنار مردم ماند؛ از مردم، با مردم و برای مردم بود. هر زمان که مردم به شوق تغییر و تحول پا در صحنه گذاشتند، بازتاب اراده ملیشان را در صدای گرم او بازیافتند و هر جا که دستگاه قدرت تیغ سرکوب بر چهره مردم کشید شجریان با خواندن در حزن و اندوه، شریک درد و خشم همگانی شد. "همراه شو عزیز" در فراخوان برای باهم بودگی و بازخوانی "مرغ سحر" در بیان اندوه ملی.
آزادی نرگس محمدی که در زندان نیز علیرغم تمام فشارها، با سری افراشته در برابر انواع تهدیدات و فشارهای حکومت ایستادگی نمود و بر آرمانها و اهداف انسانی خود پای فشرد، جز تسلیم حکومت در برابر ارادهی استوار خود او و عقب نشینی در برابر فشار افکار عمومی ایران و جهان نیست. ما امیدواریم موج فشار و مبارزه مردم چندان نیرومند شود که به آزادی خانم نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی از جمله خانم نسرین ستوده و فعالان صنفی معلمان و کارگران همراه شود.
با نگاه به کارنامهی خوفناک و خونبار جمهوری اسلامی در ارتباط با به رسمیت شناختن «حق زندگی» برای ساکنان کشورمان، بی سبب نیست که خواست توقف و لغو اعدام در میان مردم کشور گستردگی بی سابقهای بافته است. به دنبال تأیید حکم اعدام امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی در دیوان عالی کشور، هشتگ «اعدام نکنید" میلیون ها بار توئیت و ریتوئیت شد و تا وقتی که تقاضای اعادهی دادرسی وکلای ایشان پذیرفته نشد، فروکش نسبی پیدا نکرد.
مبارزه برای لغو کامل احکام اعدام و شکنجه و برای آزادی تمام زندانیان سیاسی فقط با همراهی همهی گروههای سیاسی، اجتماعی و مدنی دمکراتیک امکانپذیر خواهد شد. برای پیشبرد چنین امری، همکاریها و فعالیتهای مشترک با توافق بر سر حداقلها برای حمایت از کنشگران مدنی و سیاسی جنبش دمکراتیک و آزادیخواهانه کشورمان، نیاز لحظه میباشد. به این نیاز امروز پاسخگو باشیم!
ما خواهان پایان یافتن هرچه فوری این درگیری نظامی و اعلام آتش بس و برگشت طرفین بر سر میز مذاکره هستیم. مذاکراتی که پایبندی دولت ارمنستان به میثاقهای شناخته شده بین المللی، اجرای مفاد قطعنامههای سازمان ملل متحد، دست شستن از اشغالگری و احترام به حق حاکمیت ملی جمهوری آذربایجان را لازم الاجرا کند و از سوی دیگر جمهوری آذربایجان را نیز موظف و ملزم بدارد که همه حقوق ملی و انسانی شهروندان ارمنی این جمهوری را بدون هیچ تبعیض و تضییقی تامین و تضمین کند؛ همانگونه که امنیت و حقوق ملی هر آذربایجانی در ارمنستان باید بطور کامل مراعات شود.
زندانیان سیاسی در ایران همواره گروگان حکومت بوده اند و بیش از چهل سال است که مستبدان حاکم آنگونهای که خواستهاند و در اندازهای که توانستهاند، زندانیان را وسیلهی فشار به جامعه و ابزاری برای ارعاب مردم قرار داده اند. اکنون که حکومت در وحشت خیزش دیگری و در معرض تهاجم قدرتمندتری قرار دارد، دیوانهوار میکوشد با سرکوب خشن مردم در زندان و بیرون از زندان، برآمد جنبش اعتراضی را به عقب بیاندازند.
به باور ما راه برون رفت از وضعيت بحرانی کشور، گذار از جمهوری اسلامی، استقرار جمهوری سکولار دمکرات است، جمهوری متکی بر ارادۀ آزاد مردم در کشور. ما بر این نظريم که استقرار یک جمهوری سکولار دموکرات به جای حکومت جمهوری اسلامی نه اقدام دولت های خارجی، بلکه کار مردم ايران بوده و با اتکاء به نيروها و نهادهای دمکراتيک و جنبش های اعتراضی می تواند تحقق يابد.
سرکوب، شکنجه و اعدام در جمهوری اسلامی تازگی ندارد، این حکومت چهار دهه است که با زیر پا گذاشتن اصول اولیه اخلاقی، دستگیر شدگان را با شکنجه وادار به اعترافات دروغین و اجباری می کند. هدف از اعدام فقط حذف نیروهای مخالف نیست، ترس از برآمد جنبش دیگری است که پس از خیزش دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸ هستی حکومت را به خطر می اندازد.
نوید افکاری چهرهای ناشناخته مانند بسیاری دیگر از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری مرداد ۱۳۹۷ نبود، بلکه انتخابی آگاهانه از سوی دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی است تا با این اعدام بگوید حتی آوازهی بین المللی هم مانع کشتار معترضان نخواهد بود، به کشتار در خیابان نیز بسنده نخواهد شد، بلکه با بازداشتهای فلهای، شکنجههای جمعی، توهین و اعتراف گیریها و اعدام تکمیل خواهد شد.
طیفور بطحائی متولد سال ۱۳۲۷ در سنندج بود. تحصیلاتش را در همان شهر گذراند. بعد از یک دورهی سپاهی دانش در روستایی در حوالی گنبد کاووس، در رشتهی فیلمبرداری «مدرسه عالی سینما و تلویزیون تهران» پذیرفته شد. بعد از پایان تحصیلات در تلویزیون شیراز مشغول به کار و در همان جا هم با کرامت دانشیان آشنا شد. این آشنائی سرآغاز فصل جدیدی در زندگی طیفور بطحائی بود.
اینگونه "احساس مصونیت" نسبت به واکنش جامعه و قوانین جاری، ناشی از چند عامل است که مهمترین آنها عاملی است که ریشه در سنن و نگرش جامعه به زنان دارد، که متعاقب آن "هنجار سازی" ها و تصویب قوانین ارتجاعی مردسالار، صورت می گیرند و موجب ایجاد هراس و تزلزل در اراده زنان مورد تجاوز قرارگرفته، و در پیگیرد و به مجازات رساندن شخص متجاوز می شوند.
این هفته نامه که از سال ١٣٧۶ با ویژگی دو زبانه ترکمنی- فارسی پا به عرصه مطبوعات کشور گذاشته بود، طی ٢٢سال گذشته به پشتوانه فعالیت وسیع خود در زمینه انعکاس فعالیتهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ترکمنهای ایران، همچون آئینهای از ارزشهای فرهنگی ترکمنها جلوه کرد و توانست در این منطقه تأثیرات شایانی بگذارد.
ناصر خاکسار انسانی صمیمی و مهربان بود که شرافتمندانه ریست. او برای مهمترین مشکلات جنبش کارگری پاسخ های ساده و راهگشا داشت. خانوادهی خاکسار هرکدام در زمینهای برجستگی داشتند. ناصر یکی از گوهرهای بی بدیل جبش کارگری بود که تجارب پربارش را به کارگران منتقل میکرد.
طی بیش از سه دهه بعد آن کشتار وحشیانه، پیگیری امر دادخواهی به اشکال مختلف ادامه داشته و مبارزه برای دستیابی به حقیقت نتایج ارزشمندی بار آورده است. اما میزان انرژی و وقتی که برای پیگیری امر دادخواهی صرف شده هنوز هم با نتایج مطلوب همخوان نیست. اهمیت دارد کار پراکنده این مجموعه به ویژه جریانات سیاسی هماهنگ گردد و در وهله نخست بانک اطلاعات واحد و مشترکی ایجاد شود.
دلایلی که مردم را در دی ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ به خیابان کشاند نه تنها هنوز پابرجا هستند، بلکه فلاکت و تنگدستی مردم خصوصا پس از کرونا افزونتر نیز شده است. در این شرایط، حکومت ارعاب مردم را چاره کار دانسته و به اعدام بیشتر روی آورده و قصد دارد تعدادی از دستگیر شدگان آبانماه و دیماه را به جوخهی اعدام بسپارد تا با ایجاد ترس و ارعاب، مردم عاصی را از اعتراض به وضعیت فلاکتبار کنونی بازدارد.
موج اعتراضات کارگری روز بە روز گسترده تر می شود. کارگران بە خشم آمدە از ستمگری، استثمار و سرکوب رژیم و سرمایە داران حاکم، هر روز کە می گذرد بیشتر پی می برند کە تنها در پرتو مبارزە ی گستردە، سازمان یافتە و مقاومت و ایستادگی بر مطالبات حق طلبانه شان است کە می توانند تعرض بیرحمانە حکومت و سرمایە داران بە حقوق و معیشت خود را پس برانند.
او کە هم دانش و هم تجربیات مبارزاتی زیادی اندوختە بود در جمع آوری رهبران سندیکایی جهت بازسازی سندیکاهای سرکوب شدە کە بە تشکیل هئیت مؤسسان سندیکاهای کارگری منجر شد، بە همراە عدە دیگری از مبارزان جنبش سندیکایی نقش شایانی داشت و تا پایان عمر دمی در این راە بازنایستاد.
جمهوری اسلامی بعد از انتخابات آمریکا هم اگر قصد خلاصی از وضعیت کنونی را داشته باشد، ناگزیر از برداشتن گامهای جدی در تغییر سیاستهای خود در همهی زمینهها، از جمله در صحنهی سیاست منطقهای و مناسبات با کشورهای همسایه خواهد بود.
ما حق اعتصاب و اعتراض و داشتن سندیکا را جزو حقوق بدیهی کارگران میدانیم بههمین جهت بهعنوان حزبی کە برای تامین حقوق کارگران و مزدبگیران مبارزه می کند، از اعتصاب کارگران هفتتپه و مطالبات آنها پشتیبانی کرده و بازداشت آنها را محکوم می کنیم. خواست ما رسیدگی جدی بە مطالبات کارگران از طریق مذاکرە با نمایندگان واقعی و منتخب کارگران، تأمین حق تجمع و اعتصاب و رعایت اکید حقوق سندیکایی آنان است.
حکومت با توجیه ناکارآمدیهای خود در رابطه با کرونا، مستقیم یا غیر مستقیم چنین القاء میکند که خیز اخیر و دیگربار این بیماری، تقصیر خود مردم است و ناشی از اینکه تن به رعایت مقررات ایمنی و بهداشتی نمیدهند و بگونه نالازم گرد هم میآیند. حال آنکه این وظیفه دولت است تا با اتخاذ تدابیر لازم و اعمال محدودیتهای ضرور مردم را آماده و ملزم به رعایت آنها کند.
اعلام پر سرو صدای بستن قراردادی با وعدهی سرمایهگذاری با حجم چند صد میلیارد دلاری، با سکوت در مورد کم و کیف این همکاری دراز مدت، در شرائطی که دولت چین حتی به وعدهی سرمایه گذاری چند میلیارد دلاری خود در صنایع نفت و گاز ایران نیز نمیتواند عمل کند، تنها از عهدهی کسانی برمیآید که واقعیتها را نادیده میگیرند و از روی استیصال و درماندگی، غرق در اوهام دشمن محور خود، به معجزه در «شرق» امید بستهاند.
از زمان تشکیل کشور اسرائیل، این کشور در مقاطع مختلف حیات خود، بخشهای مهمی از خاک فلسطینیان را اشغال کرده، و تا کنون، به تمامی مصوبات شورای امنیت سازمان ملل متحد و مجمع عمومی که در آنها به اشکال گوناگون، از اسرائیل خواسته شده تا از سرزمینهای اشغالی خارج شود و حقوق فلسطینیان را برسمیت بشناسد، بی اعتناء بوده است.
اعدام جوانان نمی تواند در مقابل خیزش اعتراضی مردم سد ایجاد کند. ما از احزاب و سازمان های سیاسی، نهادهای دموکراتیک و حقوق بشری دعوت می کنیم صدای اعتراض خود را علیه اقدامات سرکوبگرانه رژیم رساتر کرده و نسبت به خطری که جان زندانیان سیاسی و خصوصا جان امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی را تهدید می کند حساسیت نشان داده و از تمام امکانات برای اعمال فشار به منظور عقب نشاندن رژیم و متوقف کردن این احکام دریغ نکنند.
در فرمان اجرایی ترامپ آمده، هر شخصی که «به طور مستقیم به نام آیسیسی جهت بازجویی، دستگیری، بازداشت یا پیگیرد هر عضوی از ارتش ایالات متحده بدون اجازه ما اقدام کند» مورد تحریم قرار میگیرد. او دليل آن را حفاطت از "حقوق مردم امریکا " دانسته و نتیجه می گیرد، که «اقدامات دادگاه کیفری بین المللی، تجاوز به حقوق مردم آمریکا و تهدید حاکمیت ملی امریکاست.»