یکشنبه ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶
یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵
août 2025
پس از انقلاب شکوهمند 57 و سقوط خاندان پهلوی گستره دایره ی موج تبلیغی برای وارونه نمایی حقایق کودتا از سوی نیروهای ارتجاعی ، حتی بیش تراز قبل شد . و در ابعاد و عرصه های مختلفی به قلب واقعیات پرداختند . هدف شوم آنها بی ریشه ساختن نسل جوان کشور ماست تا با عدم شناخت درست تاریخ واقعی مبارزات میهنی مانع انتقال تجربیات ارزشمند نسل های پیشین و تزریق آن به رگ درخت تنومند مبارزه ش203643وند .
مطالب این شمارە:
پیام ناتانیاهو جلاد غزە بە کام حکومت علیە جنبش مستقل مردم - صادق کار
تحول اندیشه در بارۀ فقر: بررسی تعاملات بخش شانزدهم - نوشتۀ راوی کانبور Ravi Kanbur و لین اسکوایر Lyn Squire
رابطە انباشت زبالە در تهران با اخراج مهاجران و مناسبات بردەدارانە در بازار کار - صادق
نان گران شود طبیعی است، دستمزد افزایش دادە شود غیر طبیعی! - ع،امید
و ...
پیام ناتانیاهو جلاد غزە بە کام حکومت علیە جنبش مستقل مردم - صادق کار
تحول اندیشه در بارۀ فقر: بررسی تعاملات بخش شانزدهم - نوشتۀ راوی کانبور Ravi Kanbur و لین اسکوایر Lyn Squire
رابطە انباشت زبالە در تهران با اخراج مهاجران و مناسبات بردەدارانە در بازار کار - صادق
نان گران شود طبیعی است، دستمزد افزایش دادە شود غیر طبیعی! - ع،امید
و ...
The Left Party of Iran strongly condemns these inhuman sentences. We call on all progressive forces, labor unions, and human rights institutions to stand against the spread of executions and imprisonment. We call on political parties, organizations, and democratic and civil institutions to work together to defend the lives of Sharifeh Mohammadi and other people facing execution, despite their differences, by emphasizing their commonalities.
ما ضمن محکومیت قاطع این حکم غیرانسانی، خواستار لغو فوری و بیقید و شرط حکم اعدام شریفه محمدی هستیم و جامعه جهانی، سازمانهای بینالمللی مدافع حقوق بشر، اتحادیههای کارگری و نهادهای زنان را فرامیخوانیم که صدای اعتراض خود را بلندتر کرده و برای نجات جان او اقدام فوری نمایند .
حزب چپ ایران این حکمهای ضد انسانی را قویا محکوم میکند. ما همهی نیروهای مترقی، اتحادیههای کارگری و نهادهای حقوق بشری را فرا میخوانیم که در برابر گسترش اعدام و زندان ایستادگی کنند. ما از احزاب و تشکلهای سیاسی و نهادهای دموکراتیک و مدنی تقاضا میکنیم برای دفاع از جان شریفهی محمدی و دیگر انسانهائی که در معرض خطر اعدام قرار دارند، علیرغم هر اختلافی که دارند، دست در دست هم، با تاکید بر اشتراکات خود اقدام کنند. بدون شک یکی از عوامل گسترش سرکوب در جمهوری اسلامی پراکندگی ماست.
بازتاب مقاله وزین سرکارخانم ژینا سنندجی از زنان مبارز ایران با عنوان « اگر چپ نفهمید، چرا هنوز ازاو می هراسید؟ » در رسانه ها و سایت های مختلف خارج کشور چنان خنجری بر کالبد غارتگران دزد جمموری اسلامی نشسته که هم سردبیر روزنامه کارگزاران خفه خون گرفته و هم اوباشان رانت خواران نگران از افشای جنایات مالی – سیاسی خودشده اند. در همین گیرودار آقای محسن جلال پور رئیس اسبق اتاق بازرگانی ایران و کرمان که بعد از حمله اسرائیل به ایران خودرا با هزار مرارت خودرا به تورنتو رسانیده تا در خانه 25 میلیون دلاری جا خوش کند ...
تحت چنین شرایطی است که شکاف بین دولت حاکم و روندهای امورداخلی و بین المللی بیش از پیش تشدید شده و احتمالا باید در انتظارپس لرزههای اعتراضات و اعتصاب گسترده روز یکشنبه در عرصههای گوناگون داخلی و در منطقه و جهان باشیم.
ولِغو حکم اعدام! دربیشتر تظاهرات مردمی وتجمعات کارگری و دانشجویان و... پرطنین و رساتر از گذشته فریادزده میشود. هم اکنون زندانیان سیاسی در۴۹ زندان درسرتاسرایران باکارزار "سه شنبه های اعتراضی نه به اعدام!" مردم ایران و تمام وجدانهای آگاه جهان را به همبستگی فرامیخوانند. این صدا ازمرزهای کشور فراتر رفته و جنبه بین المللی پیدا کرده است ( تعدادی ازنمایندگان پارلمان ایتالیا ازاین کارزار حمایت کرده اند وخواهان لغو حکم اعدام شده اند.
خانم سناریست که هنگام انقلاب شیرخواره بودند، چرا باید شیارخوردگی جوانی خود در حکومت اسلامی را بس غیرمنصفانه از چشم چپ ببیند و آن را به حساب چپ بگذارد؟ او اگر تاریخ را منصفانه بخواند در متن همین انقلاب که دردمندانه ذبح در مذبح اسلامی شد، نمونههای فروانی از عشق و عاطفه و مهربانی در آن مییابد. چپ مسلماً کم خطا نداشته است، در عین حال اما چپِ مواجه با سرکوب راستگرایان اسلامی و غیر اسلامی در طول تاریخ این سرزمین، در زمرهی عاشقترینها و به سرودهی شاملو «زیرا که مردگان این سال عاشقترین زندگان بوده اد». ...
کمتر از سه سال پیش، ایران جنبش «زن، زندگی، آزادی» را تجربه کرد؛ جنبشی با خواستهایی انسانی: آزادی، حقوق شهروندی، جدایی دین از دولت، رفع تبعیض از زنان و برابری همهی انسانها به رغم تفاوتهایشان. «زن، زندگی، آزادی»، نطفههای فکر و فرهنگی انسانی را به جامعه عرضه کرد که با نظام ارزشی جمهوری اسلامی تقابلی بنیادین دارد. آیا «زن، زندگی، آزادی»، شهابی بود که در آسمان ایران، لحظهای درخشید و رفت؟ یا نشانی از آغاز دورهای تازه در مبارزات دموکراتیک ایرانیان، مبتنی بر ارزشهای انسانی جهانشمول و جهانروا، در نفی فرهنگ خشونت، بیرحمی، طرد و حذف دیگری؟