Direkt zum Inhalt
یکشنبه ۱۰ مه ۲۰۲۶
یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

دیدگاه‌ها

سرمایه‌داری پیشرفته و افسارگسیخته‌ی امروزی که خود را در شکل نولیبرالیسم همراه با سلطه‌ی جهانی انحصاریِ سرمایه‌ی مالی و با بحران‌های ساختاری و ادواری‌اش عرضه، و انسان و انسانیتی بیگانه، منفرد و منزوی خلق کرده، همان ویژگی‌هایی را یافته که مارکس پیش‌بینی کرده بود.
در نیمه دوم قرن بیست، پروفسورهای دانشگاهی خود را با "بحث هستی و زمان "هایدگر، و متون کلاسیک فلسفی سرگرم‌کننده،مشغول کرده بودند و بجای انتقاد از "روابط اجتماعی" دنبال کشف "حقایق ابدی" می‌رفتند، و راست‌گرایان می‌گفتند جنبش اعتراضی جوانان چپ را باید با اندیشه‌های سورئالیستی واکسینه نمود
برای تزریق چنین دروغ‌های ساختگی، آن‌ها نه‌تنها به شخصیت‌هایی بدون وجدان اخلاقی احتیاج دارند تا آماده باشند با تمام وجود در سرنای چنین دروغ‌ها پروپاگانداهای تبلیغاتی ساختگی بدمند، بلکه گاها با چنان لحن شدید و آلوده‌ای چنین اتهاماتی را وارد کنند که هم افکار فاشیستی را در جامعه ترویج نمایند، هم کسانی را که چنین گرایش‌هایی دارند را به سمت خویش بکشانند
"تحول‌گرایان" در شرایط سیاسی امروز نه فقط خواهان شکستن و ایجاد گسست در نظام جمهوری اسلامی ایران می‌باشند، بلکه خواهان عبور از آن به یک نظام ارزشی، اجتماعی سیاسی نوین مترقی و مدنی می‌باشند. یک چنین نظامی باید بر پایه ارزش‌های فرهنگی علمی مترقی و مدرن بنیان‌گذاری شده و یک نظامی مبتنی بر ارزش‌های حقوق بشری، ضد ستم و تبعیض، عدالت و دموکراتیک پایه‌گذاری شده باشد.
دلش می گیرد. یاد سال ها کشاکشی می افتد که در سازمانش برای همین جایگاه ها در جریان بود. پنجه کشیدن بر چهره یک دیگر در رقابتی ناسالم. آرزو می کند کاش در این پیرانه سری دیگر چنین نباشد. هفتاد سالگیش نباید مانع از آن شود که بی هراس به حقیقت نهفته در عمق زندگی خیره گردد و چشم بر منیت های فردی بربندد و اعتراض نکند
استفاده از نام فدائی، بهره گرفتن از اعتبار و اقداماتی است که به واسطۀ مبارزات عدالت خواهانه و برابری طلبانۀ هزاران فدائی خلق در نزدیک به پنج دهه حاصل شده است. قطع رابطه با ریشه های این جنبش سوسیالیستی(فدائیان خلق) می تواند ما را از استفادۀ بهینه از چنین پتانسیل ترقی خواهانه عظیمی محروم سازد.
انرژی انباشته شدن در این موج خروشان، حاصل نزدیک به چهل سال سلطه جبر و جهلی است که بنا به گزارش سازمان ملل، مردم ایران را به غمگین‌ترین ملت جهان بدل ساخته است. آرزوها را به‌جای واقعیت ننشانیم. با واقعیت همراه شویم
باید امیدوار بود که با پایه گذاری گروه‌ها و سازمان‌های کوچک و بزرگ زنان بصورت آشکار و پنهان و همچنین تقویت نهادهای مدنی موجود زنان و با تلاش‌های فردی و گروهی و با فشار همه‌سویه به قدرت حاکم، مبارزه برای حجاب اختیاری و تحقق برابری حقوق زن و مرد در همه ی عرصه ها ژرفش بیشتری یابد
بعد از بنیان گذاران سوسیالیسم علمی ، اندیشمندان معتقد به آموزه های سوسیالیستی با برخوردی خلاق به تغییرات بزرگی که طی سده گذشته در عرصه بین المللی رخ داده نیز پیشرفت های جهشی علم، به غنایی دامنه علم * مبارزه طبقاتی * افزوده و می  فزایند. فراگیری این علم و به روز کردن آن از سوی مارکسیست ها، ایستاپذیر نیست.
گرچه پراکندگی و خود جوش بودن شورش و جنبش های اخیر که یکی از ویژگیهای برجسته آن حالت آشفتگی و طغیان عمومی توده ای آن بود، که این خود نشانه بارز ضعف سازمان یافتگی و نبود وجودی نهادهای صنفی، سیاسی، مدنی و مردمی میباشد. همین مساله به خودی خود بازتابی از شرایط حاکمیت خفقان چندین دهه گذشته در کشور میباشد. میتوان انتظار داشت که حرکت های اعتراضی آینده هم عمدتا چنین وانمود توده ای، طغیانی و پرخاشگرانه داشته باشند.
فکر نمی کنید که، اگر آنچه را که هزینه دعوت از اینان ساخته اید، این هزینه را در پشتیبانی از مبارزات توده ها صرف می کردید، از جنبه های مختلف آن، مثمر ثمر تر واقع می شد! ای کاش به جای این همه رهنمودی که به اصلاح طلبان داده اید، که قبل از هرچیزی می بایست خودشان را اصلاح کنند! به مردم رهنمود می دادید که در مقابل سرکوبگران، کدامین سیاست را در پیش گیرند تا که مبارزاتشان امکان تداوم بیشتری پیدا کند و ثمر بخش تر باشد
آنچه که برای من گنگ و نامفهوم است، امضای لیست بلندبالائی از رفقای سابق که دوستان فعلی هستند تحت عنوان جمعی از فعالین سیاسی دیگر نمیدانم چه هدفی را تعقیب میکند. در شرایط استمرار و رادیکالیزه شدن جنبش مردمی این کارکرد چه هدفی را میتواند تعقیب بکند؟ ایا این کار در همان راستای رسمیت و مشروعیت بخشیدن بیشتر به همان آشفتگی سیاسی ساختاری باشگاهی نمیباشد؟ آیا نبایستی عوض این کار به همکاری در راستای پروژه وحدت چپ و همکاری عملی میان سازمان های مختلف چپ و سکولار دموکراتیک به میزان بیشتری دامن زده میشد؟