Direkt zum Inhalt
جمعه ۱۳ مارس ۲۰۲۶
جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴

گوناگون

دو تا هم بچه داریم دیگه این مملکت جای ماندن نیست جوانی ما که تباه شد نمی خواهم بچه هایم در این محیطی که این لامصب ها بوجود آورده اند بزرگ شوند. نمی خوام بچه هام هرروزشتشوی مغزی توسط یک مشت آدم های عقب مانده ای بشوند که زندگی ما را تباه کردند؛ حال نوبت بجه هامان رسیده. خود ما تمام کشورهایئ که میشه مهاجرت کرد را بررسی کردیم. استرالیا ازهمه بهتره چون زبانشان انگلیسی است، گرمه، کارم هست. اما خیلی دوره و نا آشنا.
نهایت در چنین روزی در مقابل سه چهره زیبا با لبخندی به وسعت دشت های سرزمینم می ایستم. هر کدام با سبدی از گل های سپید با علم به جزای سنگین بر داشتن حجاب در ام القرای حکومت اسلامی، حجاب از سر گرفته و با شعر و سرود به مناسب هشتم مارس روز جهانی زن در حال دادن گل به زنان مسافر نشسته در کوپه اند. زنانی که دارند با چنگ و دندان از هستی و آینده مردمان این سرزمین دفاع می کنند.
دریغ از یک نوشته و راهکار برای همگرائی نیروهای اپوزیسیون در مقابل صد ها مقاله که در بررسی تکراری جمهوری اسلامی و ناز و غمزه اصلاح طلبان نوشته می شود. پی بردن به مضمون نامه خاتمی به خامنه ای بعد این همه سال شناخت از او، مهم تر از نیم نگاه به تحولات افراد درون خود جدائی ها و نیروها در خارج از کشور است. هنوز قادر نیستیم صمیمانه بپذیریم که امید هیچ تغیر مثبتی در جمهوری اسلامی نیست و دل بستن بر اصلاح این رژیم و اصلاح طلبان جز گره زدن برباد آن هم از نوع ویران گر و مسموم کننده آن نیست.
محاسبات نظری و شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای ما نشان می‌‌دهند چنانچه تنها یکی از ثابت‌های طبیعی اندکی کوچکتر یا بزرگتر از آنی بودند که هستند امکان شکل‌گیری ساختارهائی مانند سیارات و با آن حیات وجود نداشت! دقیقا به‌همین خاطر کسب اطمینان از جهانشمول بودن قوانین علم و شناخت از چرائی و چگونگی ثابت‌های طبیعی بسیار مهم است. بی‌شک درکِ درست و همه جانبه‌ی مسائل نامبرده می‌باید که به توسعه فلسفه، فیزیک و شناخت بهتر ما از واقعیت‌ها بیانجامد.
چه تلخ است نوشتن از کسانی که بخشی از خاطرات تو با آن ها رقم می خورد و با رفتنشان قسمتی از روح تو نیز کنده می شود. خاطره نسلی که آرام آرام از صحنه زندگی خارج می شوند. خاطره نویسی شکسته از فشار این همه درد از آنان که رفته اند می نویسد، تا کی کسی خاطره او را نیز نقل کند. سرگذشت نسلی که عاشق بود.هر چه می خواست برای مردم می خواست!خودی در میان نبود. محسن متعلق به این نسل زیبا بود.
عاشقانه و با عزمی استوار به اتفاق زنده یاد احمد فرهودی و یار دیگرشان، تحت رهبری زنده یاد عباس مفتاحی در سال ۴۶ به عضویت گروه (پویان- مفتاحی- احمدزاده) در آمد و همه‫ی نیرویش را در خدمت مبارزه در راه آزادی و عدالت اجتماعی گذاشت. پس از حمله به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل، در ۴ اسفند ۴۹، توسط ساواک شاه دستگیر و سه ماه بعد در ۲٥ اردیبهشت ٥۰ آزاد شد. چهار ماه بعد، در مهر سال ۱۳٥۰ هنگام پیوستن به سازمان چریک های فدائی خلق ایران، بازداشت و در دادگاه نظامی ارتش به ده سال زندان محکوم شد. در آستانه‫ ی انقلاب از زندان آزاد و با دیدگاه چپ به صفوف انقلاب پیوست.
ترسانیدن و رساندن مردم به جائی که تن به وضعیت موجود بسپارند و دعا کنند که وضغ بد تر از این نشود، و نهایت آرزویشان، حفظ وضع موجود باشد. زمانی باید تا کاسه صبر توام با ترس ملت در سایه مبارزان وطن سر ریز شود؛نسل جوان در یک هم گرائی عمومی برای پایان دادن به وضعیت تلخ وبی چشم انداز خویش و ساختن آینده روشن بپا خیزد و در جنبشی بزرگ و فرا گیر طومار حکومت را در هم نوردد.
پیرمرد حالا دیگر علاقه اش به گُل است و گُلدان و گُل کاری و باغچه ی کوچک خانه ...
از علایق آخر عمری وی این بود که کی موعد نوبتی "دیدار" زندانیان سیاسی فرا‌رسد تا علیرغم فرسودگی تن با شوق و ذوقی وافر در آن حضور یابد و با بوئیدن عطر دوستی، جان و روحش را صیقل دهد. آخرین ساعت هر "دیدار" با به نوا درآمدن ترنم دوستی توسط این هنرمند ویولن زن به پایان می‌رسید که آن را در هر غم و شادی بهمراه داشت. یاد این یار کی رود از خاطر؟
به شوخی گفتم، محمود تو میدونی از کی حق عضویت سازمان را ندادی؟ مهربان و خندان و دستپاچه شوخی مرا جدی گرفت و گفت رفیق همین الان، بذار صف را رد کنم بیام حق عضویت بدم. زدم زیر خنده. گفتم محمود الان دوره انقلاب علیه همدیگره. کی حق عضویت میده. بات شوخی کردم. گفت، اما رفیق دلم برای اون روزها تنگ شده. کاش حق عضویت میگرفتن. کاش آدم تو سیاست یک سقفی بالای سر خودش داشته باشه.
حمزه نه فقط مسئول تشکیلاتی شهر ما بود، بلکه به مانند برادر بزرگی برای همه ما بود، که هم به همه مهر می ورزید، هم اینکه همه به او احترام گذاشته از او حرف شنوی داشتند. با بزله گویی و کنایه حرف های جدی با خنده های ظریف و صدای نازک خویش حرف های جدی خود را به همه تفهیم میکرد. همه ما در کنار او نه فقط احساس آرامش میکردیم، بلکه احساس میکردیم که چتر برادر بزرگمان بالای سرمان هست.
حمزه سخت گریزان بود از اینکه نامش بر زبان‌ها افتد. ولی گردش زمانه در پرتو انتخاب اجتماعی و سیاسی که خود در پیش گرفته بود، او را در کوران حوادثی قرار داد که نامش در سپهر گسترده‌ای بر سر زبان‌‌ها افتد. حتی به تصادف در معرض آزمونی سخت قرار گرفت و جفای بسیار بر او رفت. اما بخاطر آنچه خود مصالح جنبش می‌شناخت، به از خودگذشتگی بزرگی تن داد. او به یگانگی و پاکباختگی خود باور بی پایان داشت. از زمان وام گرفت و از خویشتن خویش مایه گذاشت و سرانجام سرفراز چهره نمود.
حمزه و مهرداد پس از انقلاب به سازمان فدائی پیوستند و حمزه که دامپزشک بود، باتوجه به تخصص خود به کردستان رفت تا به مردم محروم کردستان یاری رساند. که شرح آن را درکتاب از «آن سال‌ها و سالهای دیگر» توضیح داده است که چگونه دانش‌آموزان کُرد که میروسکوپ ندیده بودند، از از دیدن آن و آزمایش‌های ساده با میروسکوپ، شگفت‌زده شده بوند.
زندگی و سرنوشت دکتر حمزه فراهتی از آغاز تا پایان تکرار زندگی و سرنوشت هزاران نفر عاشق میهن و مردم زحمتکش آنست که بی دریغ و بی هیچ چشم داشت با تمام وجود برای خدمت به مردم و میهن به پا خاستند و در دو حکومت خودکامه بی هیچ جرم و جنایتی آماج کین حاکمان مستبد شدند و یا جان باختند. و یا چون دکتر حمزه فراهتی جان به در بردند و سوختند و ساختند.
هنوز مدت زیادی از آمدنش به زندان نمی‌گذشت که یک شب گفت" من‌‌ همان افسری هستم که در موقع مرگ صمد همراهش بودم." اشک در چشم‌هایش حلقه زده بود. احساس می‌کردم که چیزی عمیق بر قلبش سنگینی می‌کند که قادر نیست آنرا در خود نگه دارد. داستان واقعی غرق‌شدن صمد را من اولین بار آنجا شنیدم. کوچک‌ترین تردیدی در صحبت‌اش نبود. وقتی حادثه را شرح می‌داد، غم و اندوه را می‌شد بخوبی حس کرد.
در سینه ات حک شده نامی
درهر بهارت نهفته آوایی
بانگ برآور!
بخوانش!
بدون شک حکم دادگاه بلژیک علیه دیپلمات ایرانی امریست تاریخی زیرا تاکنون رژیم جمهوری اسلامی اگرچه در بیش از ۱۵۰ اقدام تروریستی در خارج از مرزهای ایران توانسته بود ده ها نفر از مخالفان سیاسی خود را به قتل برساند ولی هیچگاه پلیس موفق نشده بود که نشان دهد نیروهایی که در سفارتخانه های جمهوری اسلامی به عنوان پرسنل دیپلماتیک کار می کنند در این جنایت ها دست دارند.
در آن روزگار، من با اینکه هنوز با شعر، آن هم شعرنو، چندان آشنائی نداشتم، اما وقتی شروع کردم به خواندن آن، انگار کلمات جادویم کردند. از خود بی خود شدم. یاد قصه های مادر بزرگمان افتادم که هرشب با قصه هایش ما را به رویاهای دست نیافتنی می برد و هیچ وقت هم از شنیدن آن قصه ها خسته نمی شدیم.
آرش کمانگیر سیاوش کسرائی شده بود قهرمان جان و جهان من، با او کار می کردم، با او میخوردم و می خوابیدم. با او زندگی می کردم. نانِ سفرهِ دلم شده بود.
یک روز که با مادر در حال گفتگو بود؛ از اطاق آن طرف حیاط صدای دلنشین زن جوانی را شنید که آواز می خواند. صدایی خوش با حجمی وسیع و رسا . این واقعه در روزهای بعد هم تکرار شد. مادر در توضیح آن گفته بود:
«... تمرین آواز می کند برای پُرکردن کاست. صدایش فوق العاده است و شویش دکترجوانی است در طب همانند او ... عاشق و واله ی یکدیگرند! ...»
مفهوم اندازه‌گیری کوانتومی و مفهوم ناهمدوسی از مفهوم‌های بنیادیِ علم فیزیک محسوب می‌شوند. این دو مفهوم در دهه‌های اخیر مورد توجه خاص قرارگرفته‌ و پژوهش در باره‌ی آن‌ها رو به افزایش است. به‌همین خاطر لازم می‌دانم در زیر توضیحاتی را در رابطه با مفهومِ اندازه‌گیری در حیطه نظریه کوانتوم ارائه کنم
ر کشوری مانند ایران با توجه به اعترافات صورت گرفته از عناصر دولت در مجری و تدارکاتچی بودن به این معنا که آنان هیچ نقشی در اتخاذ تصمیمات دولت چه در عرصه داخلی و خارجی ندارند. آنها تابع نظام (سیستم) هستند. مامور و معذور. پس باید از این دولت مردان پرسید که شما مجری و تدارکاتچی چه کسی یا چه کسانی هستید. مطمئن هستم که پاسخی در حال حاضر داده نخواهد شد.
امروز نیم قرن از تولد سیاهکل می گذرد. نیم قرن تلاش بی پایان فدائیان برای ثبت خود در تاریخ مبارزاتی مردم . مبارزه برای دست یابی به عدالت اچتماعی، سوسیالیسم و زدودن چهره کریه فقر و نابرابری از جامعه. مبارزه ای که کماکان ادامه دارد وپایانی برای آن متصور نیست. ما فدائیان تنها توانستیم یک دهه از عمر پنجاه ساله خود را در بطن جامعه و در میان مردم خود باشیم، با آنان زندگی کنیم و از آنان بیاموزیم و به آنان بیاموزانیم. تجربه سه سال زندگی سیاسی در میان مردم دست آورد بسیار گرانبهایی برای ما فدائیان به ارمغان داشت.
ریش نتراشیده و لباسش شباهت او را به کارگران زیاد می کرد؛ داشتم فکر می کردم قیافه و صدایش برایم آشناست که مسعود احمدزاده برخاست و حرف او را قطع کرد؛ با چنان صدای بلندی خندید که دادگاه به لرزه درآمد و گفت: "از همین یک نمونه معلوم است دادگاه فرمایشی تشکیل داده‌‌اید، این آقا که خودش را کارگر معرفی کرد، دکتر جوان رئیس تیم دستگیری و بازجوی من است."
من تنها شاهد عینی این حوادث بوده ام: ماجرای زیبرم- دستگیری مجید احمد زاده - دادگاه مسعود احمد زاده. چند دهه بعد از آن ماجراهای تاریخ ساز، اغلب کسانی که در جریان انتشار این رویدادها بوده اند، جهان را ترک گفته اند. گویا من و محمد بلوری باقی مانده باشیم که لقب"پدر روزنامه نویسی ایران" را دارد و د ر کتاب خاطراتش فقط از ماجرای زیبرم گزارش اندک و ناقصی داده است. در سه نوبت، گزارش های مربوط به این حوادث را می خوانید. از نگاه تنها شاهد عینی که خودش هم به قهرمانان صحنه خونین مهر می‌ورزید.
متأسفانه امروز با خبر شدیم که خانم مریم مریخ، به علت بیماری سرطان، چشم از جهان فرو بست.
مریم مریخ، از زندانیان دهه ۶۰، در تمام دوران حیات همواره مدافع عدالت اجتماعی و آرمان های انساندوستانه بود. وی در سال  ۲۰۰۱ به کانادا مهاجرت نمود و از سال ۲۰۰۳ تا زمان مرگ، شجاعانه با بیماری سرطان مبارزه کرد.
بررسی‌های نظری و تجربی نشان دادند که غیرممکن است بتوان تاثیر محیط از جمله و به‌ویژه تاثیر ابزار اندازه‌گیری بر سیستم‌های کوانتومی را حذف نمود. تاثیر ابزار اندازه‌گیری (به‌عنوان محیط) بر سیستم‌های کوانتومی، هرچند که اندازه‌‍‌گیری با ظریف‌ترین امکانات صورت‌گیرد (برای مثال تنها محدود به یک تک ذره نور، فوتون، شود) باز غیرقابل اغماض و تعیین کننده است.
تجربه‌ی عظیم نهضت ملی-دموکراتیک بیست و یک آذر به رهبری پیشه وری، برگی غرورآمیز از تاریخ مبارزات چپ در ایران برای آزادی و برابر حقوقی خلق‌ها و عدالت اجتماعی بود و به همان اندازه خاری در چشم تمام آنانی‌ست که دستآوردهای آن حکومت خودمختار یک‌ساله برای خلق‌های آذربایجان و تمام ایران را تهدیدی بر منافع خود می‌دانند.
حزب سوسیالیست به شدت نگران وضعیت دکتر جلالی است و از مقامات ایرانی می خواهد که او را اعدام نکنند!
پزشکان و کادر پزشکی مستقر در اتریش برای دفاع از حقوق بشر در ایران امروز از منابع موثق این خبر را دریافت کرد که حکم اعدام علیه پزشک ایرانی-سوئدی، دکتر احمدرضا جلالی، در روز پنجشنبه آینده، در ۳ دسامبر ۲۰۲۰ اجرا خواهد شد
در همان زمان پاسداران و زندانبانان سر می رسند و با تهدید زندانیان را به سلول های خود منتقل می کنند و سریع مسعود را به بيمارستان رودسر منتقل می کنند. او هنوز زنده باقی مانده بود و در بيمارستان نیز به یکی ار پرستارها گفت؛ کمک کنید تمام کنم. پاسداران تصمیم می گیرند او را به بیمارستان رشت یا لاهیجان اعزام کنند. در مسیر لاهیجان رفیق مسعود ناصر حجتی رودسری در تاریخ ۹ اذر برای همیشه جهان هستی را بدرود گفت.
کسب شناخت به شیوه­ی تجربی یا آزمایشی نسبت به شیوه­ی ذهنی کمتر با خطر دریافت نادرست مواجه است. برای مثال، ما در یونان قدیم کیهان­شناسی ارسطو و هندسه­ی اقلیدسی را داریم. کیهان­شناسی ارسطو قرن­هاست که به تاریخ سپرده شده. در مقابل، هندسه­ی اقلیدسی به‌خاطر اتکاء به داده­های تجربی پس از گذشت نزدیک به ۲۵ قرن اعتبار خود را حفظ کرده و در آینده نیز حفظ خواهد کرد.
“آفا آقا”، بدنبال سرکوب خونین جنبش ملی تورکمن صحرا و با ترور رهبران ملی آن که برادر وی نیز در میان آنها بوده بدون هیچگونه واهمه از اشغالگران اسلامی منطقه نه تنها تمامی مراسم خاکسپاری آنها را خود برجای آورده بود، بلکه با مشارکت فعال در برپائی “جشن گندم” و دیگر مراسم و گردهمایی ها سعی وافری در ترمیم روحیه بعداز سرکوبی در مردم تورکمن را داشت.
اکنون حدود ۱٥۰ هزار پرستار در ایران مشغول به کارهستند، درحالیکه سیستم بهداشتی کشور به حدود ٥۰ هزارپرستار دیگر نیازدارد؛ درایران برای هر ۱۲ تخت یک پرستار درحالیکه در اروپا و آمریکا برای هر ۳ تخت یک پرستار وجود دارد؛ از اینرو پرستاران ناچار هستند چندین برابر توان خود کار کنند تا خلاء ناشی از این کمبود را جبران کنند؛ درحالیکه ٥۰ هزار لیسانس پرستاری در کشور بیکارند.
چه مفهومی جز عشق می‌تواند صبر این پدر ازدست‌رفته را توضیح دهد؟ حال این پدر صبور و عاشق، چهره در نقاب خاک کشیده است. هر چند که یادش در دل‌های فرزندان و بازماندگانش زنده خواهد ماند.