پنجشنبه ۹ ژوئیه ۲۰۲۶
پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵
کنگره فوقالعاده
در شرایطی که جامعه ایران در یکی از بحرانیترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد—از خیزشهای انقلابی تا سایهی جنگ - انتظار از نیروهایی که خود را در سنت چپ و سوسیالیسم دموکراتیک تعریف میکنند، ارائهی تحلیلهایی شفاف، رادیکال و راهبردی است. اما «پیشنویس قطعنامه سیاسی کنگره فوقالعاده» نهتنها از این انتظار فاصله دارد، بلکه نمونهای از عقبنشینی نظری و سیاسی به سطحی محافظهکارانه و بیخطر است.
نقد شما بر سند گرایش چپ حزب چپ ایران تحت عنوان ، در راستای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و برپایی جمهوری سکولار دموکرات فدرال ، بیش از آنکه یک نقد راهگشا باشد، بازتاب نوعی احتیاط افراطی است که در نهایت به انفعال سیاسی میانجامد؛ انفعالی که اینبار در لباس «واقعگرایی» عرضه میشود.
سند مورد بحث، نه پیشگویی یک «انقلاب قریبالوقوع»، بلکه تلاشی است برای ارائه تحلیلی از شرایط گذار، تأکید بر ضرورت مداخله فعال نیروهای دموکراتیک و مترقی، و پیشنهاد یک چارچوب سیاسی مشخص برای عبور از وضعیت موجود به سوی یک آلترناتیو دموکراتیک، سکولار و فدرال.
گفته شده است که وظيفه حياتی ما پيش دستی سازماندهی انقلابی جامعه است. چگونه از خارج از کشور و آنهم توسط يک حزب می توان مردم را سازماندهی انقلابی کرد؟ آيا نويسندگان سند از خارج از کشور می خواهند مردم را سازماندهی انقلابی کنند و يا می خواهند چمدان های خودشان را بينند تا به ايران بروند و پيش دستانه به سازماندهی انقلابی بپردازند.
اتهام ارادهگرایی و آرزو به جای تحلیل که نقاد علیه سند ما مطرح میکند، سلاح همیشگی کسانی است که از لحظهی قطعیِ انتخاب میهراسند و سیاست را به توصیفِ ملالآورِ وضعیت تقلیل دادهاند. او خیزش دیماه ۱۴۰۴ را صرفاً یک انفجار معیشتیِ فاقد افق مینامد و با این تحقیرِ آشکارِ لایههای فرودست، عملاً همان شکافی را بازتولید میکند که حاکمیت و راستِ ارتجاعی دهههاست بر آن میدمند: جدایی تصنعیِ نان از آزادی.
آتش بس در شرایط کنونی، هرچند می تواند به سود موقعیت جمهوری اسلامی نیز تمام شود، اما از ویرانی بیشتر ایران و تبدیل آن به سرزمینی سوخته جلوگیری کرده و از گسترش فقر و فلاکت مردم می کاهد. ادامه جنگ نیز، هزینه های سنگین تری بر جامعه تحمیل می کند و چشم انداز زندگی را تیره تر می سازد و باز موقعیت جمهوری اسلامی که سقوط نکرده است را نسبت به گذشته می تواند بهتر کند. سرنگونی حکومت بیش از هر چیز بدست مردم ایران قابل تحقق است.
در زمانهای که جامعه ایران زیر فشار همزمانِ استبداد داخلی، جنگ، فروپاشی اقتصادی و خشم انباشتهی تودهها به نقطههای گسست نزدیک میشود، هر نوع تحلیل سیاسی که بخواهد این وضعیت را صرفاً با «احتیاط»، «واقعبینی» و «پرهیز از رادیکالیسم» توضیح دهد، ناگزیر به بازتولید همان بنبست موجود میانجامد. یادداشتها و مواضع او ، با وجود ادعای فاصلهگذاری از اصلاحطلبی حکومتی، در عمل در همین چارچوب محافظهکارانه قرار میگیرند.
موضع اساسی و پایه ای در مورد جنگ در این سند گرایش چپ این است که مبتنی بر حمایت کامل از خواسته های انقلابی مردم است، نه در کنار حکومت اسلامی میایستد و نه با روایت ها و سیاست های جریان ارتجاعی سلطنت طلبان همسویی و هم صدایی دارد. این سند جنگ امپریالیستی بر علیه مردم ایران را محکوم کرده و خواستار صلح پایدار است.
تجربه سالهای گذشته نیز نشان میدهد که حزب، علیرغم تأکیدهای مکرر، هنوز نتوانسته است همکاریهای پایدار و مؤثری با دیگر احزاب و سازمانها—چه در حوزه چپ و چه در عرصه آلترناتیو جمهوریخواه—شکل دهد. این امر نشاندهنده شکاف میان سطح اسناد و سطح عمل است؛ بهجز تجربه «همگامی» که آن نیز نهتنها به تقویت روند ائتلافسازی حزب منجر نشد، بلکه در عمل موجب کندی، محدود شدن و حتی وقفه در پیشبرد این روند گردید.
اتهام «ارادهگرایی» به نیروهایی که از تغییر سخن میگویند، یکی از قدیمیترین ابزارهای نظری برای خلع سلاح سیاسی است. هیچ تحول بزرگی در تاریخ بدون ارادهی سیاسی رخ نداده است. مسئله این نیست که آیا باید «اراده» داشت یا نه؛ مسئله این است که این اراده چگونه سازمان مییابد.
تدوین هرگونه راهبرد و برنامهریزی سیاسی، بدون درک عمیق از استراتژیهای کلانِ در حال اجرا، نه ممکن است و نه مفید. آنچه در این دوره برجسته گشت، نه صرفاً یک رویارویی نظامی، بلکه تلاقی لایههای گوناگون مداخله (نظامی، رسانهای و اجتماعی) در قالب کلانراهبردی است که میتوان آن را «رژیمچینج» با خوانش ژئوپلیتیک نامید.
امروز بیش از هر زمان دیگری، سیاست درست نه جستوجوی «لحظهی نهایی» و نه شرطبندی بر فروپاشی است. آنچه لازم است، ساختن جبههای علیه جنگ، علیه موروثی شدن قدرت، علیه آلترناتیوسازی خارجی و در دفاع از جنبشهای مترقی داخلی است. جنبشهایی که مهمترین و پیشروترین نمونهشان هنوز «زن، زندگی، آزادی» است. اگر قرار باشد آیندهای دموکراتیک در ایران شکل بگیرد، نه از دل جنگ و ویرانی، بلکه بر شانههای همین تجربه و در پیوند با سازمانیابی اجتماعی و مقاومت مدنی خواهد بود.
ما با دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل و هر دولت دیگری در امور داخلی کشورمان و پروژههای آلترناتیوسازی آنها مخالف هستیم و آن را، خطری مضاعف برای آینده و استقلال و آزادی ایران میدانیم. این رویکردها، با تضعیف نیروهای درونزا و انتقال عامليت و ابتکار سیاسی به بیرون از جامعه، بر تعمیق بیثباتی میافزاید. تغییر حکومت در ایران امری مربوط بە مردم ایران است و بیش از هر چیز بهدست مردم ایران قابل تحقق است. تجاوز و جنگ و وابستگی، برای کشور ما دموکراسی بهبار نخواهد آورد.
ما جنگ جاری و ادامه آن را، که نبردی میان رژیم حاکم و آمریکا و اسرائیل برای بقای رژیم از یکسو و حفظ و بازآرایی موازنههای هژمونیک منطقهای و جهانی از سوی دیگر است، شدیداً محکوم میکنیم و خواستار برقراری صلحی پایدار هستیم. اگرچه ضربات کاری بر پیکره نظامی و از دست رفتن مهرههای کلیدی، انسجام حاکمیت را فروپاشیده، اما هزینههای هولناک تخریب زیرساختها مستقیماً بردوش زحمتکشان تحمیل میشود. رژیم از این وضعیت بهعنوان ابزاری برای تشدید سرکوب عریان و اعدام به بهانه «همکاری با دشمن» بهره میگیرد؛ رویکردی جنایتکارانه که از نخستین روزهای قدرتگیری این نظام، جزء لاینفک ماهیت آن بوده است.
سمت مبارزە ما در این مرحلە پایان دادن بە جنگ، برقراری صلح ، استقرار آزادی و فراهم کردن زمینە سرنگونی رژیم و استقرار جمهوری فدرال سکولار بجای آن از طریق سازماندهی مردم و نهادهای مدنی و حمایت و تقویت آنها برای این اهداف است. مبارزە برای آزادی زندانیان سیاسی از اهداف مقدم ما در شرایط خطرناک کنونی است
بهمین منظور ما برای تشکیل دو جبهە همسو جبهە نیروهای چپ و عدالتخواە و برابری طلب، و ائتلافی وسیع مرکب از نیروهای چپ و دمکرات، احزاب و نهادهای جمهوریخواە، ملی و جریانات فدرالیستی و کلیە نیروهایی کە بە دمکراسی، آزادی و حقوق بشر باور دارند ، تلاش می کنیم
بهمین منظور ما برای تشکیل دو جبهە همسو جبهە نیروهای چپ و عدالتخواە و برابری طلب، و ائتلافی وسیع مرکب از نیروهای چپ و دمکرات، احزاب و نهادهای جمهوریخواە، ملی و جریانات فدرالیستی و کلیە نیروهایی کە بە دمکراسی، آزادی و حقوق بشر باور دارند ، تلاش می کنیم
ما خواستار یک آلترناتیو دموکراتیک پر قدرت ، متشکل ، فراگیر و مردمی هستیم، نه در قالب یک حزب واحد بلکه در یک جبهه متکثر و متاثر از دیدگاههای نظری متفاوت ولی همسو و هدفمند ، که در برگیرنده خواسته های اجتماعی، سیاسی همه اقشار و طبقات اجتماعی در ایران باشد. آلترناتیو دموکراتیک از دیدگاه ما از اصول نظام حکومتی عدم تمرکز حمایت میکند و خواستار شکلی از دموکراسی است که در آن خواسته های حق تعین سرنوشت چه در بعد فردی و شخصی و چه در بعد قومی ملیتی در چهار چوب حفظ تمامیت ارضی ایران ، تامین و تضمین شده باشد ...