Skip to main content
شنبه ۹ مه ۲۰۲۶
شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

اعلامیه‌ها و بیانیه‌های حزب

مشکل کم آبی با دستور از بالا و کارهای غير کارشناسانه رفع نمی شود. لازمه رفع این مشکل، آزادی کارشناسان محيط زيست، به‌کار گیری متخصصان و مدیران توانا، تشکيل کمیته های تخصصی برای برنامه‌ریزی جامع ملی و محلی و آزادی نهادهای محيط زيستی، کنار گذاشتن نگاه امنيتی حاکم بر محل راه اندازی صنايع استراتژيک و آب بر و استقرار آن ها در استان های مرکزی بجای استان های ساحلی و پيشبرد توسعه پايدار با نگاهی سیستمی به امر توسعه است. عملکرد جمهوری اسلامی پس از چهل و چند سال نشان داده است که حکومت با چنین برنامه هائی بیگانه است.
خیزش آبان ۹۸، ادامه‌ی اعتراضات دی‌ماه ۹۶ در ابعادی دیگر بود. اگر خیزش دی‌ماه ۹۶ بازتاب گذر از امیدهای بخشی از مردم به تغییرات از درون حکومت و اعلام بی اعتمادی مطلق به همه‌ی ارکان جمهوری اسلامی و جناح‌های درونی آن بود، خیزش آبان ۹۸، پیام‌آور ضرورت گذار به آینده‌ای دیگر و پشت سرگذاشتن کابوس دوران چهل ساله‌ی جمهوری اسلامی در برابر جامعه بود. شعارهای فراگیر آبان ۹۸ بیش از همه، مرکز قدرت جمهوری اسلامی دستگاه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه خامنه‌ای را هدف گرفتند و ارکان قدرت جمهوری اسلامی را به لرزه درآورند.
کنگره با انتخاب شورای مرکزی خود از میان رفقای داوطب پذیرش مسئولیت، ترکیب مسئولان حزبی دور آتی را شکل داد و از منتخبین خود خواست تا تصمیمات کنگره را به بهترین وجه ممکن به اجرا بگذارند. کنگره دو پیام خطاب به مردم ایران و دوستداران حزب صادر کرد که منتشر خواهند شد.
تبدیل کنگره به مجازی، متأثر از گسترش پاندمی کرونا، نمایندگانی از احزاب چپ و ترقیخواه خارجی که قصد شرکت در کنگره حضوری را داشتند، اقدام به ارسال پیام ویدئوئی برای کنگره کردند. رفیق گریگور گیزی رهبر سابق حزب چپ آلمان و حزب چپ اروپایی، خانم کورنلیا ارنست رئیس گروه مرتبط با ایران در پارلمان اروپا، رفیق پاسکال توره معاون روابط بین الملل حزب کمونیست فرانسه و مسؤل امور خاورمیانه، رفیق ژان رودریگز مسئول روابط بین الملل جبهه‌ی متحد چپ اسپانیا، که در ائتلاف دولتی در اسپانیا قرار دارند، رفیق سلام علی دبیر بین‌الملل حزب کمونیست عراق.
برای سند سیاسی دو طرح یکی از طرف کمیسیون برنامه سیاسی با عنوان "کشور ما نیازمند تحول بنیادین است، همراه و متحد شویم" و طرح دیگر با امضای ۹ تن از رفقای عضو حزب با عنوان: "ضرورت اتحاد و همکاری نیروهای چپ و جمهوری خواه برای گذار از حمهوری اسلامی ایران به یک جمهوری دمکرات سکولار و عیر متمرکز" ارایه شده بود.
مادر زکی پور بر آرمان انسانی فرزندش آگاه بود، قتل او در زندان را هرگز برنتافت و همراه با دیگر مادران خاوران، همواره دادخواه فرزند خود بود. او از جمله مادرانی بود که در تمام این سال‌ها تلاش کرد تا خاوران، آرامگاه جمعی فرزند جانباخته‌اش و دیگر قربانیان رژیم حفظ شود و جمهوری اسلامی نتواند سند جنایت خود را از بین ببرد. او همچون بسیاری از مادران دلاور خاوران، در مقابل سرکوب و تهدید حکومت، چون سرو ایستاد و تحت هر شرائطی بر معرفی، محاکمه‌ و مجازات آمران و عاملان کشتار ۶۷ در زندان‌ها پافشاری نمود.
حزب چپ ایران (فدائیان خلق) سیاست‌ خارجی جمهوری اسلامی را مانع اصلی ایجاد رابطه‌ی عادی با جهان و عامل تشدید بحران‌های همه جانبه‌ی کشور از جمله وخامت اوضاع اقتصادی دانسته و راه خلاصی مردم کشور از این مصائب را در مقطع حاضر عقب نشستن حکومت از این سیاست‌ها و بازگشت آن بر سر میز مذاکره وین می داند.
رفیق باران کارآمد در مبارزات فشردە و پر ثمر کارگران صنعت نفت در دهە های ٢٠ و ٣٠ نقش برجستەای داشت و از رفقای همرزم و نزدیک رفیق زندە یاد علی امید مبارز برجستە و سر افراز جنبش سندیکایی بود. باران همچنین عضو نخستین هیئت اعزامی شورای متحدە مرکزی بە کنگرە فدراسیون سندیکای جهانی در فرانسە بود. او بە دلیل شرکت در اعتصابات کارگران نفت چند بار بازداشت شد و در سال ١٣٣٧ نیز بخاطر فعالیتهای سیاسی و سندیکایی دوبارە بە زندان افتاد.
حزب چپ ایران(فدائیان خلق)، براین باور است که سیاست کشور ما در رابطه با منطقه‌ی جنوب قفقاز باید سیاست دوستی با همسایگان باشد. با احتراز از هرگونه فزون خواهی و در همان‌حال ایستادگی بر سر منافع ملی و ناظر بر روابط سازنده با تک تک این کشورها به شمول آذربایجان و ارمنستان تا رسیدن به سطح تشکیل اتحادیه‌ی منطقه‌ای. این رویکرد نیز باید جزیی از کلیت سیاست خارجی ما درقبال جهان و منطقه باشد. میهن ما نیازمند برقراری رابطه با همه کشورهای جهان است
ابوالحسن بنی صدر با ایستادگی در برابر روحانیون حکومتی و عدم تمکین از شخص خمینی ولی فقیه، زیستن در آزادی را بر ماندن در قدرت و همراهی و همگامی با مستبدان و قدرت طلبان ترجیح داد و در برابر آن‌ها سرفرود نیاورد. اگرچه جهان را با باورهای مذهبی خود تعبیر و تفسیر می‌کرد، اما بر ارزش‌هایی نیز پای می‌فشرد که فراتر از عرصه‌ی تنگ ایدئولوژی استبداد مذهبی حاکم قرار داشتند. بنی صدر انسانی وطن‌دوست و معتقد به آزادی و استقلال کشور بود. در طول عمر خود مصدق را الگوی خود می‌دانست و هیچ مصلحتی را فراتر از مصالح ملی ایران قرار نداد.
دهه ۲۰ دوره بالندگی حزب توده ايران بود. متاسفانه با کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و سرکوب بی سابقه حزب، اين دوره بپايان رسيد و حزب وارد دوره افول حيات خود تا سال ۱۳۵۷ گرديد. اما بار ديگر حزب با انقلاب بهمن فعالانه وارد صحنه سياسی کشور شد، حوزه های حزبی را در سراسر ايران راه انداخت، ادبيات مارکسيستی را به صورت گسترده نشر داد و در روندهای سياسی کشور نقش موثر ايفا نمود. حزب در طول چهار سال فعاليت علنی بطور شتابناک گسترش پيدا کرد.
جمهوری اسلامی در ۱۷ شهریور سال ۱۳۶۵ پسر او حمید قباخلو را دستگیر و پس از شکنجه های زیاد به همراه هزاران سرو ایستاده در سال ۱۳۶۷ به دار آویخت. جلادان حاکم ساک وسایل او را به دلیل ازدحام زیاد جلوی زندان‌ها از طریق کمیته‌ی زنجان، ابتدای خیابان زنجان تهران، تحویل خانواده دادند. از آن پس مادر قباخلو یکی از افرادی بود که مرتب و در عموم مراسم‌های خاوران حضور داشت. نیروهای سرکوب حکومت مستبد جمهوری اسلامی بارها خود و خانواده‌ی دردکشیده‌اش را دستگیر کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند و هیچگاه او و خانواده اش را آسوده نگذاشتند.
شهین توکلی بعد از آزادی از زندان، زندگی خود را وقف فرزند خود که هنگام دستگیری او کودکی شیرخواره بود و نیز پدر و مادر پیرش نمود. او که برای تحقق آرمان‌های انسانی خود زندگی پر فراز و نشیب و روزهای دشواری را پشت سر گذاشته بود، در هر کجا که بود، خود نمونه‌ی زنده‌ی دنیایی بود که برای آن جوانی و زندگی خود را گذاشته بود. مهربان و دلسوز با مردم تا آخرین لحظه‌ی زندگی.
سند برنامه سیاسی در دستور کار کنگره‌ی دوم حزب قرار دارد، در اين سند به راه‌های برون‌رفت از وضعیت کنونی، مسیر گذار از جمهوری اسلامی، جنبش مطالباتی و خيزش های خيابانی، حفظ محيط زيست، رهایی از سیاست خارجی تنش‌زا و دشمن محور جمهوری اسلامی، عادی‌سازی مناسبات با همه‌ی کشورها و احیای مناسبات دوستانه با همسایگان، بر بنیان منافع ملی کشور و الزامات تامین آن در منطقه و جهان پرداخته شده‌است. در کنگره حول اين مسائل بحث و گفتگو خواهد شد.
موضوع مرکزی اعتراضات، عدم اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان است که از تاریخ تهیه‌ی آن ٨ سال می‌گذرد. بنا به این طرح قرار بوده‌است که آموزگاران در ٤ رتبه مربی معلم، استادیار معلم، دانشیار معلم و استاد معلم تعریف شوند و حداقل ٨٠ درصد حقوق متناظر با هم‌ردیف‌های خود در دانشگاه را دریافت کنند که تاکنون خبری از اجرای آن نیست. در این ٨ سال مسئولان بارها وعده‌ی عملیاتی کردن این طرح را داده‌اند ولی هنوز اقدامی نشده‌است. آخرین باری که قول قطعی اجرای این طرح داده شد، مهرماه ٩٨ بود که آن نیز توخالی از آب درآمد.
همکاری سه سازمان و حزب در چند سال گذشته، تجربه گرانقدر هم بجهت مناسبات درونی بين آن ها و هم بلحاط همکاری جريان های سياسی است. حزب چپ ايران (فدائيان خلق) همکاری سه سازمان و حزب را ارج می گذارد و می کوشد که اين همکاری ها ارتقا يابد و طيف وسعيتری از نيروهای جمهوري خواه را فرا گيرد.
برکشیدن کابینه‌ی رئیسی که رئیس آن از مجریان و تصمیم گیرندگان اصلی کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ است و در طول چهل و سه سال گذشته جزو دستگاه قضائی جنایتکار حکومت بوده‌، که احکام مرگ صادر می‌کرده‌است، دهن کجی به مردم داغدیده‌ی کشور و در نفس خود، اقدامی جنایتکارانه است. در عین حال،‌ کابینه‌ی رئیسی با تمام هزینه‌ای که خامنه‌ای و اطرافیان او خرج چیدمان آن کرده‌اند، آئینه‌ی کامل درماندگی کل رژیم و قبل از همه ورشکستگی خود خامنه‌ای است
اکنون با اعلام ترکیب دولت طالبان، مقاومت مردمی پنجشیر که نخستین درخواست‌ آن تشکیل دولتی فراگیر است، حقانیت خود را بیش از پیش نشان می‌دهد. دولتی که وزرای آن جملگی عنوان سرپرست را بر خود دارند منحصراً مرکب از سرکردگان طالبان است و ترکیب آن خبر از اعمال اقتدار بر دیگر اقوام کشور را می‌دهد. دولتی که سرپرستی وزارت داخله‌اش در قبضه رهبر تندروترین شاخه طالبان قرار دارد و انجام خونبارترین عملیات تروریستی ثبت سیاهه اعمال آن در سال‌های گذشته است.
اکنون صدای اعتراضات نیروهای دادخواه که از همان روزهای نخست بلند بود، چنان اوج گرفته است که خبر این کشتار به گوش مردم ایران در دور افتاده‌ترین نقاط کشور هم رسیده‌است. بدون تردید این صدای دادخواهی با گذشت زمان طنین رساتری خواهد یافت و حلقه‌ی محاصره‌ی قاتلان و جانیان روز به روز تنگ‌تر خواهد شد و دیر نیست که شاهد محاکمه آمران و عاملان کشتار ۶۷ هم باشیم. در خارج از کشور سال‌هاست که ماموران تروریست جمهوری اسلامی به پای میز محاکمه کشیده می شوند.
مسئله مرکزی لحظه حاضر اما چه در برابر خود طالبان و چه برای مردم افغانستان و نیروهای سیاسی غیر طالب عبارت از حد و نوع حاکمیت طالبان بر این سرزمین است. مبتنی بر تجربه، کمتر کسی واقعیت طالبان به عنوان واقعیتی از افغانستان را رد می‌کند. بحث، اساساً سر حدود سلطه طالبان و کشورداری آنانی است که به لحاظ نگرش و عقاید همان طالبان قبلی‌اند. هرگونه خوش بینی نسبت به اصلاح پذیری کلیت طالبان، یک ارزیابی خطرناک و خطای سیاسی مهلک خواهد بود.
مادر ملک خود نیز در سال ۱۳۶۰ دستگیر شد و به دوسال در بند ۲۴۰ زندان اوین و زندان گوهردشت در زیر شکنجه های وحشیانه قرار گرفت. شکنجه هایی چنان شدید و غیر انسانی که اثرات آن تا پایان عمر بر پیکرش قابل مشاهده بود. او پس از آزادی از زندان همواره کوشید به سهم خود در افشای جنایات رژیم مؤثر باشد.
ما ضمن این آرزو که مردم افغانستان بتوانند با سازماندهی مبارزات مدنی و سیاسی خود در جابجای کشورشان پرچم مقاومت در برابر این تاریک اندیشان برافرازند، اما اقدام دستجاتی از مردم برای خروج از وطن خود را هم واقعیتی از امروز افغانستان می‌دانیم. در شرایط کنونی که شهروندانی از این کشور به هر دلیلی قصد مهاجرت به ایران دارند، این یک ضرورت انسانی و ملی است که ما ایرانیان به یاری افغانستانی‌هایی برخیزیم که وارد کشور ما می‌شوند
رفيق ایلدیریم شاعر، نویسنده و مترجم توانمندی بود. او از دوره جوانی فعاليت خود را در حوزه فرهنگ و ادبیات آذربایجان آغاز کرد و در اين حوزه آثار ارزشمندی از خود بجا گذاشت. از جمله: دوره سه جلدی «دستور زبان آذربایجانی»، «مجموعه مقالات سیاسی ـ اجتماعی» و «تحقیق در زندگی و آفرینش ادبی ناظم حکمت». او ادبیات شناس و منتقد ادبی گرانقدری بود و از معدود کسانی بود که همپای شناخت ادبیات آذربایجانی، ادبیات فارسی را هم می شناخت. وی نزدیک به بیست سال سردبیر فصلنامه دو زبانه ترکی و فارسی «آذری» بود.
این حکومت بیهوده فکر می کند صدای حق طلبانه‌ی مخالفان جمهوری اسلامی را با ترور و اعدام می‌تواند خاموش سازد. بیهوده گی این تصورات مالیخولیائی جمهوری اسلامی را حیزش اعتراضی مردم در خوزستان، اعتصابات کارگران پیمانی نفت و سایر کارگران از جمله فولاد اهواز و نیشکر هفت تپه، مبارزات حق طلبانه‌ی معلمان و بازنشستگان، فریادهای مرگ بر دیکتاتور مردم در تهران و دیگر نقاط ایران و اعتراضات سایر هموطنان ما در کردستان و سیستان و بلوچستان قابل مشاهده است.
ما از وضعیتی که در کشور همسایه‌ی ما افغانستان پیش‌ آمده‌است، عمیقاً متاًسف هستیم. ما قدرت‌های موٍثر در منطقه و جهان را در شکل گیری این فاجعه برای مردم افغانستان سهيم می‌دانیم و با ابراز نگرانی از بازگشت طالبانیسم به کشور همجوار خود و تعمیق بحران در افغانستان که آفتی بزرگ برای مردم آن و همچنین صلح و ثبات در منطقه است، بر این باور هستیم که افغانستان را نباید به حال خود رها کرد. چنین چیزی به معنی حمایت از حکومتی بنیادگرا و قوم گرا در این کشور است و بس.
هم اینک شبح برقراری احکام ارتجاعی طالبانی همراه با اعمال برتری قومی در افغانستان چند قومی، خواب از چشم‌ها ربوده و ترک کشور و پناهنده شدن به کشورهای همسایه در آن وسعت گرفته است. ارزش پول ملی روز به روز بیشتر در حال سقوط است و کابوس فلاکت بیشتر، معیشت مردم را تهدید می‌کند. سقوط افغانستان در دامچاله جنگ داخلی، نه فقط مصیبتی دهشتناک برای این کشور، که خطری مدهش علیه صلح و ثبات در منطقه است.
رفيق شادمانی پس از ضربه به سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با وجود سن کم به زندگی مخفی روی آورد، در بسیاری از اقدامات پرخطر آن‌زمان هم‌چون تکثیر و پخش اعلامیه های سازمان مشارکت فعال داشت. او در سال ۱۳۶۶ دستگیر شد و خوشبختانه از قتل عام سال ۱۳۶۷ جان سالم به در برد. توضیح او در مورد جنایات حکومت به خصوص اعدام دوست و هم رزمش نادر حبیبی که فقط یک ماه از دوران محکومیتش باقی مانده بود، در پانل مجمع عمومی حقوق بشر به عنوان یکی از مصادیق جنایت علیه بشریت، ثبت شد.
تا کنون دادگاه هائی در برلین آلمان و بلژیک و فرانسه برای محاکمه تروريست های جمهوری اسلامی بخاطر ترور مخالفين برگزار شده است. اما این نخستین دادگاهی است که يکی از جنايتکاران کشتار ۶۷ را به محاکمه می کشد. دادگاه سوئد به يک معنی آغازی است برای محاکمه سران جمهوری اسلامی که فرمان کشتار و ترورها را صادر کرده اند. و هشداری است برای همه آدمکشان که بدانند جهان برای گریز از دست عدالت بسیار کوچک شده است.
گرچه به دلیل نارسایی اخبار هنوز هم نمی‌توان از مرکز تصمیم مشخص و آمران نقشه ‌شوم منجر به جنایت نام برد، اما بنا به جهت دهی‌ها به حادثه، فضای فکری حاکم بر نیروهای امنیتی و انتظامی نقده و استان، وجود دستجات افراطی قومی فعال در منطقه و اوضاع سیاسی بحرانی کشور، وجود توطئه‌ها در پشت این واقعه منتفی نیستند. البته آنچه در لحظه حاضر بر هر چیز دیگری ترجیح دارد، حس مسئولیت برای جلوگیری از تنش و تشنج دوباره در این شهر و بازگرداندن فضای امنیت و همزیستی سالم به اهالی آن است.
حزب چپ ایران (فدائیان خلق) جمهوری اسلامی و در راس آن علی خامنه ای را مسئول اصلی مرگ هزاران تن از مردم ایران و وخامت اوضاع و شرائط دشوار حاکم بر کشور می داند. ما با تقدیر از فداکاری و احساس مسئولیت کادر بهداشت و درمان کشور، بر تعجیل در تدارک واکسیناسیون عمومی، از طریق تأمین واکسن از همه‌‌ی منابع مورد تأیید بهداشت جهانی تاکید داریم. در شرایط کنونی خواست عمومی تزریق واکسن است و جمهوری اسلامی تا کنون با بی مسئولیتی تمام به این خواست که با مرگ و زندگی مردم ایران گره خورده است بی اعتنا بوده است.
در شرائطی که اقتصاد جهان با شتاب روزافزون در حوزه های مختلف به سمت «دیجیتالی» شدن پيش می رود، هر کشوری که خود را از اين امکان محروم کند، در عمل از توسعه بازخواهد ماند و مانع رسيدن مردم خود به رفاه خواهد گشت. آمارها حاکی از آن است که حدود ۷۰ درصد مردم کشور ما از «اینترنت» استفاده می‌کنند و در فضای مجازی فعال هستند. دنيای مجازی امروز با زندگی ميليون ها ايرانی، با فعالیت دانشگاهیان، فرهنگیان، کسب‌وکارهای خرد و کلان، فعالان مدنی و سياسی عجین شده و اگر اين طرح به اجرا در آيد، در عمل به فقر بيشتر در جامعه و کوچک تر شدن سفره‌ی مردم منجر خواهد گشت.
در چنین شرایطی پاسخ نهایی جمهوری اسلامی، تقدیم تمام قدرت به دست یکی از بدنام‌ترین قاتلان تاریخ جمهوری اسلامی است که رد خون‌های ریخته در اعدام‌های سال ۶۷ هنوز بر دستان اوست. ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی، پاسخ جمهوری اسلامی به بحران‌های داخلی و خارجی حکومت بود: سرکوب و توحش در داخل، و تشدید حمایت از تروریسم در خارج، راهبرد مشخص جمهوری اسلامی خواهد بود.
گزارش‌ها حاکی است که در جریان بازداشت، بازپرسی و دارسی پرونده اسدالله اسدی، که به محکومیت ۴ متهم این پرونده منجر شد، نام‌های دیگری از همکاران امنیتی و جاسوسان جمهوری اسلامی که مشغول کسب اطلاعات از سازمان ها و احزاب اپوزیسیون ایران هستند، طرح شده اند.
اعلام اسامی جاسوسان جمهوری اسلامی در اروپا می‌تواند در خدمت امنیت بیشتر برای شهروندان اروپا و فعالین اپوزیسیون ایران باشد و چتر امنیت این نیروها را بیش‌تر کند.
این حس تبعیض بر متن نوعی سیاست عرب زدائی که خود را در تعویض نام بسیاری از شهرها و روستاها به زبان فارسی نشان می‌داد، عنصری ثابت در همه طول سلطنت دو پهلوی پدر و پسر بود. نحوه برخورد تحقیرآمیز و مبتنی بر تبعیضات آشکار، با بروز دادن نمودهای خود در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، اداری و فرهنگی موجب تولید حس بیگانگی در عرب‌ها نسبت به حکومت وقت و حامیان ایدئولوژیک و فرهنگی آن می‌شد. بر چنین زمینه‌هایی پاره‌ای تحرکات ناسیونالیستی طی دو دهه قبل از انقلاب سربرآورد و در مواردی حتی جنبه سازمان‌دهی به خود گرفت.
با تداوم تبعیض ملی و قومی در کشور اما، مبارزه علیه آن نیز ادامه دارد. همبستگی همه مردمان تحت تبعیض و مرکزگرایی با اعتراضات مردم خوزستان و نیز پشتیبانی سراسری از این اعتراضات همچنان ادامه دارد. پشتیبانی الیگودرز لرستان و سقز کردستان و تبریز آذربایجان و ... از مردم خوزستان، نشانه همبستگی و نماد مبارزه ای دوشادوش علیه جمهوری اسلامی، برای برابر حقوقی و لغو تبعیض و ستم است. این همبستگی بزرگترین منبع عزم و نیرو برای حل مسئله ملی و قومی و رفع تبعیض در کشور است.