شنبه ۹ مه ۲۰۲۶
شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
اعلامیهها و بیانیههای حزب
به این وسیله به اطلاع دوستداران و علاقمندان حزب چپ ایران (فدائیان خلق) می رسانیم که همه پرسی موضوع قرار کنگرۀ نخست حزب، در تاریخ ۱ آبان ۱۳۹۹ ، برابر ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰، برگزار شد.
او عضو سازمان فدائیان خلق ایران - اکثریت بود و تا آخرین لحظات زندگی به برقراری سوسیالیسم، رهایی کارگران و زحمتکشان از یوغ سرمایهداری و ایجاد جامعه ای عاری از ستم و استثمار باور داشت و بر آرمانهای انسانی خود پای میفشرد.
گروە کار کارگری حزب چپ ایران (فدائیان خلق) کە از آغاز فعالیت های خود تا کنون هموارە از حقوق سندیکایی و مبارزات و مطالبات کارگران و زحمتکشان دفاع نمودە، اخراج ٣ روزنامە نگار عضو اتحادیە ی کارکنان تلویزیون ایران اینترنشنال بە دلیل فعالیت اتحادیەای را نقض آشکار حقوق اتحادیەای آنها می داند و آن را محکوم می کند.
حشمت خانم سجادیان شهره به «مامان حشمت»، در میان دوستدارانش، علیرغم زخمی که عمری در درون خود داشت، همواره انسانی مهربان، شاد و خوشرو بود. در دیدار با او هرگز تصور نمی شد که پشت این روحیهی شاداب، زخم اعدام فرزند، رضا زرشگه و داماد، فریدون اعظمی و اعضای پرشمار دیگر خانوادهی بزرگش همچون خورهی تلخی لانه کردهاست.
خودکشی یک کودک بهخاطر اینکه خود را محروم از درس و مشق میبیند، خود را میکشد چون میبیند به دلیل فقر و نداری نمی تواند مثل دیگر همکلاسیهای خود در شرایط کرونائی مدرسه را ادامه دهد. این نه یک خودکشی که گهگاه و در کشور ما در مقیاس وسیع بهگونهی دردمندانه رخ می دهد، بلکه بیشتر با جنایت قابل توضیح است.
آنچه اما شجریان را چنین در دل مردم ایران جا داد، انتخاب سیاسی و اجتماعی او بود. او در همه عمر هنریاش کنار مردم ماند؛ از مردم، با مردم و برای مردم بود. هر زمان که مردم به شوق تغییر و تحول پا در صحنه گذاشتند، بازتاب اراده ملیشان را در صدای گرم او بازیافتند و هر جا که دستگاه قدرت تیغ سرکوب بر چهره مردم کشید شجریان با خواندن در حزن و اندوه، شریک درد و خشم همگانی شد. "همراه شو عزیز" در فراخوان برای باهم بودگی و بازخوانی "مرغ سحر" در بیان اندوه ملی.
آزادی نرگس محمدی که در زندان نیز علیرغم تمام فشارها، با سری افراشته در برابر انواع تهدیدات و فشارهای حکومت ایستادگی نمود و بر آرمانها و اهداف انسانی خود پای فشرد، جز تسلیم حکومت در برابر ارادهی استوار خود او و عقب نشینی در برابر فشار افکار عمومی ایران و جهان نیست. ما امیدواریم موج فشار و مبارزه مردم چندان نیرومند شود که به آزادی خانم نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی از جمله خانم نسرین ستوده و فعالان صنفی معلمان و کارگران همراه شود.
با نگاه به کارنامهی خوفناک و خونبار جمهوری اسلامی در ارتباط با به رسمیت شناختن «حق زندگی» برای ساکنان کشورمان، بی سبب نیست که خواست توقف و لغو اعدام در میان مردم کشور گستردگی بی سابقهای بافته است. به دنبال تأیید حکم اعدام امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی در دیوان عالی کشور، هشتگ «اعدام نکنید" میلیون ها بار توئیت و ریتوئیت شد و تا وقتی که تقاضای اعادهی دادرسی وکلای ایشان پذیرفته نشد، فروکش نسبی پیدا نکرد.
مبارزه برای لغو کامل احکام اعدام و شکنجه و برای آزادی تمام زندانیان سیاسی فقط با همراهی همهی گروههای سیاسی، اجتماعی و مدنی دمکراتیک امکانپذیر خواهد شد. برای پیشبرد چنین امری، همکاریها و فعالیتهای مشترک با توافق بر سر حداقلها برای حمایت از کنشگران مدنی و سیاسی جنبش دمکراتیک و آزادیخواهانه کشورمان، نیاز لحظه میباشد. به این نیاز امروز پاسخگو باشیم!
ما خواهان پایان یافتن هرچه فوری این درگیری نظامی و اعلام آتش بس و برگشت طرفین بر سر میز مذاکره هستیم. مذاکراتی که پایبندی دولت ارمنستان به میثاقهای شناخته شده بین المللی، اجرای مفاد قطعنامههای سازمان ملل متحد، دست شستن از اشغالگری و احترام به حق حاکمیت ملی جمهوری آذربایجان را لازم الاجرا کند و از سوی دیگر جمهوری آذربایجان را نیز موظف و ملزم بدارد که همه حقوق ملی و انسانی شهروندان ارمنی این جمهوری را بدون هیچ تبعیض و تضییقی تامین و تضمین کند؛ همانگونه که امنیت و حقوق ملی هر آذربایجانی در ارمنستان باید بطور کامل مراعات شود.
زندانیان سیاسی در ایران همواره گروگان حکومت بوده اند و بیش از چهل سال است که مستبدان حاکم آنگونهای که خواستهاند و در اندازهای که توانستهاند، زندانیان را وسیلهی فشار به جامعه و ابزاری برای ارعاب مردم قرار داده اند. اکنون که حکومت در وحشت خیزش دیگری و در معرض تهاجم قدرتمندتری قرار دارد، دیوانهوار میکوشد با سرکوب خشن مردم در زندان و بیرون از زندان، برآمد جنبش اعتراضی را به عقب بیاندازند.
به باور ما راه برون رفت از وضعيت بحرانی کشور، گذار از جمهوری اسلامی، استقرار جمهوری سکولار دمکرات است، جمهوری متکی بر ارادۀ آزاد مردم در کشور. ما بر این نظريم که استقرار یک جمهوری سکولار دموکرات به جای حکومت جمهوری اسلامی نه اقدام دولت های خارجی، بلکه کار مردم ايران بوده و با اتکاء به نيروها و نهادهای دمکراتيک و جنبش های اعتراضی می تواند تحقق يابد.
سرکوب، شکنجه و اعدام در جمهوری اسلامی تازگی ندارد، این حکومت چهار دهه است که با زیر پا گذاشتن اصول اولیه اخلاقی، دستگیر شدگان را با شکنجه وادار به اعترافات دروغین و اجباری می کند. هدف از اعدام فقط حذف نیروهای مخالف نیست، ترس از برآمد جنبش دیگری است که پس از خیزش دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸ هستی حکومت را به خطر می اندازد.
نوید افکاری چهرهای ناشناخته مانند بسیاری دیگر از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری مرداد ۱۳۹۷ نبود، بلکه انتخابی آگاهانه از سوی دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی است تا با این اعدام بگوید حتی آوازهی بین المللی هم مانع کشتار معترضان نخواهد بود، به کشتار در خیابان نیز بسنده نخواهد شد، بلکه با بازداشتهای فلهای، شکنجههای جمعی، توهین و اعتراف گیریها و اعدام تکمیل خواهد شد.
طیفور بطحائی متولد سال ۱۳۲۷ در سنندج بود. تحصیلاتش را در همان شهر گذراند. بعد از یک دورهی سپاهی دانش در روستایی در حوالی گنبد کاووس، در رشتهی فیلمبرداری «مدرسه عالی سینما و تلویزیون تهران» پذیرفته شد. بعد از پایان تحصیلات در تلویزیون شیراز مشغول به کار و در همان جا هم با کرامت دانشیان آشنا شد. این آشنائی سرآغاز فصل جدیدی در زندگی طیفور بطحائی بود.
اینگونه "احساس مصونیت" نسبت به واکنش جامعه و قوانین جاری، ناشی از چند عامل است که مهمترین آنها عاملی است که ریشه در سنن و نگرش جامعه به زنان دارد، که متعاقب آن "هنجار سازی" ها و تصویب قوانین ارتجاعی مردسالار، صورت می گیرند و موجب ایجاد هراس و تزلزل در اراده زنان مورد تجاوز قرارگرفته، و در پیگیرد و به مجازات رساندن شخص متجاوز می شوند.
این هفته نامه که از سال ١٣٧۶ با ویژگی دو زبانه ترکمنی- فارسی پا به عرصه مطبوعات کشور گذاشته بود، طی ٢٢سال گذشته به پشتوانه فعالیت وسیع خود در زمینه انعکاس فعالیتهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ترکمنهای ایران، همچون آئینهای از ارزشهای فرهنگی ترکمنها جلوه کرد و توانست در این منطقه تأثیرات شایانی بگذارد.
ناصر خاکسار انسانی صمیمی و مهربان بود که شرافتمندانه ریست. او برای مهمترین مشکلات جنبش کارگری پاسخ های ساده و راهگشا داشت. خانوادهی خاکسار هرکدام در زمینهای برجستگی داشتند. ناصر یکی از گوهرهای بی بدیل جبش کارگری بود که تجارب پربارش را به کارگران منتقل میکرد.
طی بیش از سه دهه بعد آن کشتار وحشیانه، پیگیری امر دادخواهی به اشکال مختلف ادامه داشته و مبارزه برای دستیابی به حقیقت نتایج ارزشمندی بار آورده است. اما میزان انرژی و وقتی که برای پیگیری امر دادخواهی صرف شده هنوز هم با نتایج مطلوب همخوان نیست. اهمیت دارد کار پراکنده این مجموعه به ویژه جریانات سیاسی هماهنگ گردد و در وهله نخست بانک اطلاعات واحد و مشترکی ایجاد شود.
دلایلی که مردم را در دی ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ به خیابان کشاند نه تنها هنوز پابرجا هستند، بلکه فلاکت و تنگدستی مردم خصوصا پس از کرونا افزونتر نیز شده است. در این شرایط، حکومت ارعاب مردم را چاره کار دانسته و به اعدام بیشتر روی آورده و قصد دارد تعدادی از دستگیر شدگان آبانماه و دیماه را به جوخهی اعدام بسپارد تا با ایجاد ترس و ارعاب، مردم عاصی را از اعتراض به وضعیت فلاکتبار کنونی بازدارد.
موج اعتراضات کارگری روز بە روز گسترده تر می شود. کارگران بە خشم آمدە از ستمگری، استثمار و سرکوب رژیم و سرمایە داران حاکم، هر روز کە می گذرد بیشتر پی می برند کە تنها در پرتو مبارزە ی گستردە، سازمان یافتە و مقاومت و ایستادگی بر مطالبات حق طلبانه شان است کە می توانند تعرض بیرحمانە حکومت و سرمایە داران بە حقوق و معیشت خود را پس برانند.
او کە هم دانش و هم تجربیات مبارزاتی زیادی اندوختە بود در جمع آوری رهبران سندیکایی جهت بازسازی سندیکاهای سرکوب شدە کە بە تشکیل هئیت مؤسسان سندیکاهای کارگری منجر شد، بە همراە عدە دیگری از مبارزان جنبش سندیکایی نقش شایانی داشت و تا پایان عمر دمی در این راە بازنایستاد.
جمهوری اسلامی بعد از انتخابات آمریکا هم اگر قصد خلاصی از وضعیت کنونی را داشته باشد، ناگزیر از برداشتن گامهای جدی در تغییر سیاستهای خود در همهی زمینهها، از جمله در صحنهی سیاست منطقهای و مناسبات با کشورهای همسایه خواهد بود.
ما حق اعتصاب و اعتراض و داشتن سندیکا را جزو حقوق بدیهی کارگران میدانیم بههمین جهت بهعنوان حزبی کە برای تامین حقوق کارگران و مزدبگیران مبارزه می کند، از اعتصاب کارگران هفتتپه و مطالبات آنها پشتیبانی کرده و بازداشت آنها را محکوم می کنیم. خواست ما رسیدگی جدی بە مطالبات کارگران از طریق مذاکرە با نمایندگان واقعی و منتخب کارگران، تأمین حق تجمع و اعتصاب و رعایت اکید حقوق سندیکایی آنان است.
حکومت با توجیه ناکارآمدیهای خود در رابطه با کرونا، مستقیم یا غیر مستقیم چنین القاء میکند که خیز اخیر و دیگربار این بیماری، تقصیر خود مردم است و ناشی از اینکه تن به رعایت مقررات ایمنی و بهداشتی نمیدهند و بگونه نالازم گرد هم میآیند. حال آنکه این وظیفه دولت است تا با اتخاذ تدابیر لازم و اعمال محدودیتهای ضرور مردم را آماده و ملزم به رعایت آنها کند.
اعلام پر سرو صدای بستن قراردادی با وعدهی سرمایهگذاری با حجم چند صد میلیارد دلاری، با سکوت در مورد کم و کیف این همکاری دراز مدت، در شرائطی که دولت چین حتی به وعدهی سرمایه گذاری چند میلیارد دلاری خود در صنایع نفت و گاز ایران نیز نمیتواند عمل کند، تنها از عهدهی کسانی برمیآید که واقعیتها را نادیده میگیرند و از روی استیصال و درماندگی، غرق در اوهام دشمن محور خود، به معجزه در «شرق» امید بستهاند.
از زمان تشکیل کشور اسرائیل، این کشور در مقاطع مختلف حیات خود، بخشهای مهمی از خاک فلسطینیان را اشغال کرده، و تا کنون، به تمامی مصوبات شورای امنیت سازمان ملل متحد و مجمع عمومی که در آنها به اشکال گوناگون، از اسرائیل خواسته شده تا از سرزمینهای اشغالی خارج شود و حقوق فلسطینیان را برسمیت بشناسد، بی اعتناء بوده است.
اعدام جوانان نمی تواند در مقابل خیزش اعتراضی مردم سد ایجاد کند. ما از احزاب و سازمان های سیاسی، نهادهای دموکراتیک و حقوق بشری دعوت می کنیم صدای اعتراض خود را علیه اقدامات سرکوبگرانه رژیم رساتر کرده و نسبت به خطری که جان زندانیان سیاسی و خصوصا جان امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی را تهدید می کند حساسیت نشان داده و از تمام امکانات برای اعمال فشار به منظور عقب نشاندن رژیم و متوقف کردن این احکام دریغ نکنند.
در فرمان اجرایی ترامپ آمده، هر شخصی که «به طور مستقیم به نام آیسیسی جهت بازجویی، دستگیری، بازداشت یا پیگیرد هر عضوی از ارتش ایالات متحده بدون اجازه ما اقدام کند» مورد تحریم قرار میگیرد. او دليل آن را حفاطت از "حقوق مردم امریکا " دانسته و نتیجه می گیرد، که «اقدامات دادگاه کیفری بین المللی، تجاوز به حقوق مردم آمریکا و تهدید حاکمیت ملی امریکاست.»
خیزش اخیر تکان دیگری بر دنیای سیاست در آمریکای کنسرنها و میلیادرها و در جهت تغییر وضعیت به نفع اکثریت عظیم مردم است. به چالش کشیدن «اول آمریکا»ی ترامپ در ستیز با نهادهای بین المللی و تمامی دستاوردهای بشری از تلاش برای مقابله با تخریب محیط زیست تا آزادی و امنیت عمومی مردم است، که طی نزدیک به چهار سال گذشته در دگرستیزی، تشدید تضادهای بین المللی، رقابتهای امپریالیستی و سلطهگرانه دولت آمریکا نمود بارز یافتهاست.
چپ موجودیت و رشد و نفوذ خود را از این واقعیات میگیرد که جمهوری اسلامی هم اینک و در همهی عرصههای برشمرده نمونه عریان ستمگری، فقرزایی و فقرافزایی، تعمیق فاصلهی طبقاتی و "آقا زاده"پروری است. نه دستگاه های تبليغاتی سرمايه داری و نه سرکوب رژیم های مستبد قادر نيستند كه ريشهی این نیرو را بکنند.
رومینا را تنها یک پدر مرتجع، روان پریش و بیرحم نکشته است، او قربانی فرهنگ قرون وسطایی حاکم بر این کشور است؛ فرهنگ منحطی که جمهوری اسلامی در حرف و در عمل رسالت پاسداری قانونی از آن را بر عهده گرفته است. اسید پاشی، مثله کردن زنانی که ناگزیر از فروش جسم و جان خود می شوند، تا قتلهای خاموش «ناموسی». دردا چه جانهایی که همچون نگاه پر طراوت رومینا، لبریز از زندگی بودند و در بهار شکفتنهای خود قربانی داس مرگ تعصب و نادانی شده اند … و این فجایع را هنوز هم پایانی نیست.
هر چند حزب کمونیست اجازه فعالیت علنی نداشت. اما تعداد اعتصابات کارگری و تشکیل سندیکاهای متعدد کارگری در شهرهای مختلف نشاندهندهی حضور موثر این حزب در سپهر سیاسی کشور بود. تا جائی که رضاشاه در سال ۱۳۱۰ به منظور مقابله با کمونیستها و نفوذ آنها «قانون مجازات مقدمین بر علیه امنیت و استقلال مملکت» را به تصویب مجلس رساند که فعالیت و تبلیغات حزب کمونیست یا تحت پوشش آن را منع می کرد.
کارگران در واحدهای کوچک و لایههای پائینی خود در معرض تهدید بیکاری و مواجه با تحدید درآمد هستند، ضمن اینکه واحدهای بزرگ نیز درگیر کابوس ورشکستگی هستند. اقشار متوسط که دیروقتی است به لحاظ درآمد و سطح معیشت با شیب تندی رو به تجزیه گذاشتهاند، اکنون با تنزل سطح زندگی، در خود حس درد مشترک بیشتری را با کارگران و توده زحمت میکنند.
توییت خامنهای حاکی از آن است که بار دیگر، کارد تحریمها از استخوان مردم گذشته، به جیب خالی حکومت رسیدهاست و شعار «جهش تولید» خامنهای برای امسال، در کوران بحران کرونا همچون ارابهای شکسته، به گل نشسته است. «اقتصاد مقاومتی» به اقتصاد فلاکتی تبدیل شدهاست و استیصال است که خامنهای را وادار کرده است از نرمش قهرمانانهی «امام حسن مجتبى شجاعترین چهرهى تاریخ اسلام» سخن بگوید.