جمعه ۸ مه ۲۰۲۶
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
قومی و ملی
میتینگ مردم ترکمن با شرکت حدود بیست هزار نفر در حال برگزاری بود که نیروهای کمیته بصورت وحشیانه شروع به تیراندازی بطرف مردم کردند. در این واقعه تعدادی کشته و بسیاری نیز زخمی شدند. ساختمان ستاد مرکزی شوراها را نیز اشغال کرده و افراد حاضر در آنجا را بازداشت کردند. این حمله و تجاوز گستاخانه تورکمن ها را ناگزیر به مقاومت کرد. این سرآغاز جنگی ناخواسته و کشتار مردم بیگناه تورکمن شد. بدین ترتیب ملت تورکمن تاوان دفاع از آزادی بیان و اندیشه را که در تحریم همه پرسی غیردمکراتیک تجلی یافته بود، به صورت خونینی پرداخت کرد.
ما معتقدیم به منظور احیا و زنده نگاه داشتن زبان ملی تورکمن، تدریس در مدارس به زبان تورکمنی الزامی گردد و نیز در ادارات دولتی در تورکمن صحرا باید از زبان تورکمنی استفاده شود. پیشبرد چنین سیاستی هم باعث اعتلای فرهنگی تورکمن ها و هم موجب توسعه و ترقی ایران خواهد بود.
حاکمیت ملایان دینی، با وجود فریادهای هفتگی جناب عبدالحمید و فریادهای غوغایی هزاران در هزار مردم بلوچ که :از زاهدان تا کردستان جانم فدای ایران" تبلیغ دروغین و زهرآگین تجزیه را راه می اندازد. امّا انقلاب ژینایی، همهی آنرا خاکستر کرد و به دامان حاکمیت استبداد دینی پاشید. اما باوجودِ این پیروزیها، باید بسیار هوشیار باشیم تا ترفندهای ۱۴۰۰ سالهی ملّایانِ شیعی دون، را از ریشه نابود سازیم.
بیگمان ٢ رێ بندان، برای ملت کرد روز پر افتخاریست، چون در سال ١٣٢٤ علیرغم عقب افتادگی ایران از نظر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در کردستان، حکومتی مترقی ظهورکرد کە خواهان برابری و دموکراسی و آزادی بود و این برای ما کردها مایە افتخار است و اکنون نیز بسان ٢ بهمن ١٣٢٤ در مقطعی دیگر از تاریخ باز کردستان پیشرو مبارزە برای آزادی و برابری در ایران است و این آن سنت است کە کردها بدان وفادار بودەاند، یعنی سنت مبارزە و عقب نشینی نکردن در برابر ظلم.
دوم بهمن جایگاهی خاص در فرهنگ و ادبیات کردی پیدا کردەاست. جشن و سرور و پایکوبی مردم کرد در این مناسبت از واقعەی دوم بهمن یک روز تاریخی ساختە است کە همەسالە با شکوه فراوان در بین کردها جشن گرفتە میشود. این سنت همانطور کە سالهای بعد از سقوط جمهوری کردستان نشان دادە است رویدادی الهامبخش برای ادامە مبارزە در راه تحقق مطالبات ملی و دمکراتیک بودە است. جنب و جوش فراگیر مردم کرد در ماههای اخیر در کردستان نشان از تدوام این سنت دارد.
۷۷ مین سالروز ۲۱ آذر مصادف است با اوجگیری مبارزات دموکراتیک مردم سراسر ایران. با یاد و خاطره آن روز تاریخی، با الهام از مبارزات شکوهمند پیشینیان خود و با پیوند مطالبات نهضت ۲۱ آذر با مطالبات امروز خیزش دموکراتیک «زن، زندگی، آزادی»، تلاش کنیم برای اهداف مشترک که در رأس آن نابودی این رژیم ددمنش اسلامی است، مبارزه ی مشترک خود با مردم سراسر ایران را سازمان دهیم
نشست دورهای گروه کار ملی و قومی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، اختصاص به بررسی ویژگیهای جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» در پیوند با تبعیض ملی و مبارزات تبعیضستیز داشت. گروه در پایان همین نشست، بر آن شد که نظر به اهمیت ویژگیهایی که نشان از وضعیت نوین در این زمینه است، فشردهی گفتگوها و برداشتهای خود در همین رابطه را انتشار بیرونی دهد.
بلوچستان از نظر شاخص های توسعه همواره در قعر جدول قرار دارد. اما از نظر اعدام و کشته شدن توسط نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی در صدر جدول آمار قربانیان قرار دارد. جمهوری اسلامی ثابت کرده است که کینه و دشمنی عمیقی با بلوچها دارد
در ایران دارای تنوع ملی، وحدت در کثرت تنها آن زمان تضمین میپذیرد که بنای دمکراسی با ساروج برابر حقوقی دمکراتیک آذربایجانی، آسوری و ارمنی و بهایی، بلوچ، ترکمن، زرتشتی، عرب، فارس زبان، کرد، لر و یهودی و همهی شهروندان کشور ساخته و بازسازی شود. خیزش انقلابی "زن – زندگی – آزادی"، لحظهای تاریخی در چنین روندی است. دستاوردهای این رخداد را قدر بداریم و به بهره گیری از آن برخیزیم.
سیل خروشان این جنبش ملی بزرگ، همه خس و خاشاک تبلیغاتی رژیم دد منشانه و تفرقه افکن ی ها ی چندین ساله اش را که بزرگترین آن، "خنجر تجزیه کشور بو د" با خود به زباله دان ملّایان ریخت و برعکس آنهمه تبلیغات سالهای متمادی اش، "همه اقوام و ملیتهای ایران " را نه تنها در ایران، که در ببیش از ۲۰۰ کشور جهان، همدلتر و یکپارچه تر نمود.
بعد از کشتار دیروز ظهر و دیشب, و برقراری حکومت نظامی در عمل در زاهدان و قطع نسبتا مطلق اینترنت و کنترل بیمارستان ها و سردخانه های شهر توسط سپاه, باید پذیرفت که در چنین شرایط "جنگی" حقیقت اولین قربانی جنگ است, و نباید با حدس و گمان یک کلاغ چهل کلاغ کرد و باعث اعتبارزدایی اخبار واقعی قیام شد. در نتیجه نمی توان تا این لحظه به یقین تعداد کشته ها و زخمی ها و دستگیر شدگان را اعلام کرد. اما بر طبق تحقیقات مرکز مطالعات بلوچستان کشته شدن حداقل ۵٣ نفر محرز است.
امروز با اعدام چهار زندانی دیگر در زابل, تعداد اعدامی های بلوچ و سیستانی در هفت روز گذشته به ١٨ نفر رسید. دیروز سازمان حقوق بشر ایران گزارش کرده بود "طی یک هفته گذشته مجموعا ۲۴ اعدام (بهطور میانگین هر ۸ ساعت یک اعدام) توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده است که ۱۴ نفر از آنها شهروندان بلوچ بودهاند". اکنون این عدد ١٨ نفر می باشد.
مدافعان هویت ملی آذربایجان که خواهان رفع این تبعیض صد ساله در ایرانی دمکراتیک هستند، لازم است با کار روشنگرایانه بکوشند تا تیم محبوب تراکتورسازی نه افزاری برای پیشبرد سیاست گرایشهای استقلالطلب شود و نه آلت دست سپاه و نیروهای امنیتی. در همانحال باید کینهی شوینیستها، ایرانشهریها و مرکزگرایان علیه هویتخواهی آذربایجانیها که از جمله خود را در تحقیر تراکتور نشان میدهد و دیگر مردمان تحت تبعیض ملی کشور را افشا کرد.
یکی از مغلطههای اساسی مخالفان تحصیل به زبان مادری برای همه ایرانیان، اینست که راهیابی زبانی دیگر از زبانهای مردم ایران به مدارسی از کشور، معنایی جز تجزیه ایران و یا هموار کردن راه برای آن نخواهد داشت. چنین استدلالی نه فقط عملاً به حقوق و کرامت انسان و رفع رنج میلیونها کودک و نوجوان دانش آموز پایبندی نشان نمیدهد، حتی در قید الزامات یکپارچگی ایران نیز نیست. شرط یکپارچگی، همبستگی ملی است که این نیز جز با دموکراسی و آزادی و رعایت حقوق شهروندی همگانی میسر نمیشود. این رویکرد از اینرو حاضر به تامل بر تجارب دهها کشور چند زبانه با چندین زبان تدریس در جهان معاصرنیست که اسیر تبعیض گرایی است و لذا در عمل، ایران استبدادی در قلمرو زبان فارسی را به ایرانی دموکراتیک با زبانهای همه ساکنان آن ترجیح می دهد.
واقعیت کردستان، قرار داشتن کماکان آن در زمره مناطق محروم ایران است. این ناحیه یکی از بالاترین نرخهای بیکاری در کشور را دارد و در آن بر میزان مهاجرت به برونمرز و دیگر شهرهای کشور مدام افزوده میشود. دردناکتر از همه شغل پرخطر کولبری است که کشته شدنها بر اثر تیراندازی مستقیم گارد مرزی و مرگ ناشی از سقوط از ارتفاع و یا دفن شدن زیر آوار بهمن بخشی از واقعیت تلخنای این شغل به شمار میآید. موضوع تکان دهنده بسیار در این رابطه، تغییر ترکیب سابق کولبران فقط متشکل از مردان جوان اهل مناطق مرزی به ترکیب جدید مرد، زن، کودک و پیر است هم از اهالی شهرهای مرزی و هم مردمی که از جاهای دورتر از مرز به کولبران پیوستهاند.
در همین دورهی کوتاه یکساله، حکومت برخاسته به دفاع از منافع زحمتکشان، آزادیهای دموکراتیک را به طرز قابل ملاحظه افزایش داد. شکلگیری سازمانهای مردمی، سندیکاها و مطبوعات آزاد از مصادیق بسط آزادی در آذربایجانِ تحت حکومت دموکراتهاست. به علاوه این حکومت با توجه ویژه به هنر، ادبیات و موسیقی، نشان خود را بگونه نازدودنی بر تاریخ فرهنگ آذربایجان بر جا گذاشت.
گرچه به دلیل نارسایی اخبار هنوز هم نمیتوان از مرکز تصمیم مشخص و آمران نقشه شوم منجر به جنایت نام برد، اما بنا به جهت دهیها به حادثه، فضای فکری حاکم بر نیروهای امنیتی و انتظامی نقده و استان، وجود دستجات افراطی قومی فعال در منطقه و اوضاع سیاسی بحرانی کشور، وجود توطئهها در پشت این واقعه منتفی نیستند. البته آنچه در لحظه حاضر بر هر چیز دیگری ترجیح دارد، حس مسئولیت برای جلوگیری از تنش و تشنج دوباره در این شهر و بازگرداندن فضای امنیت و همزیستی سالم به اهالی آن است.
این نوع رویکردها در خدمت دوستی، صلح و همبستگی ملتهای منطقه خاورمیانه نیست، بلکه در خدمت گسترش ناسیونالیسم کور و افراطی غیرمسئولانه ای است، که جز دامن زدن به دشمنی و نقار ملی در هر کدام از کشورها نتیجه دیگری ندارد.
شکوفایی تمدن بشری، حاصل جمعی تمامی زبانهای دنیاست. زبان ضمن اینکه وسیله ارتباطی فرهنگی و ابزار تفکر جامعه است، در عین حال عامل تثبیت ملی و هستی فرهنگی، زبانی، اجتماعی یک ملت و یا متکلمان آن زبان است. زبان مادری همچنین، ثروت بزرگ و بی بدیلی از فولکلور، اندیشه و آفرینندگی و ارائه آن به جامعه بشری است. آموزش زبان مادری، نقش به سزایی در دوران کودکی در سلامت روانی و پیشرفت فکری و شکوفایی استعدادهای نهفته کودکان دارد و مهارتهای بنیادی خواندن و نوشتن را افزایش و روند یادگیری را آسان میکند.
بر پایه تجارب تلخ تکراری طی چهار دهه گذشته، این نگرانی وجود دارد که بازداشتهای اخیر از فعالان ملی و قومی، احتمالا خطر جانی برای آنان در پی داشته باشد. بر اساس پارهای اخبار، بازداشتیها در معرض اتهامهای سنگین قرار دارند. مردم کردستان طی چهار دهه گذشته بارها تازیانه چنین یورشهایی را خورده و از آن بوی خون شنیدهاند. آنان هربار فرزندانی از خود را قربانی برنامهها و تصمیمات امنیتی و انتقام جوییهای سرکوبگران دیدهاند.
مواجهه ما با "مسئله ملی" در ایران، جنبه برنامهای دارد و راه حلهای پیشنهادی در این زمینه، نه الگوبردارانه بلکه بر پایه فهم واقعیتهای ایران و مولفههای تشکیل دهنده و چند و چون موقعیت تاریخی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کل کشور و هر منطقه از آن است. متاثر از همین هم در تزهای زیرین کوشش شده است تا در تبیین موضوع و ارایه راه حلها، بر ترمها و فرمولهایی تکیه شود که دمساز و همساز با واقعیت متعین این مکان مشخص در زمانه و امروز آنند.
در رابطه با پایگاه اجتماعی "مسئله ملی" کرد در ایران طی سه دهه گذشته، تحولات ساختاری قابل تاکیدی رخ داده است که شناخت آنها در سیاست گذاری این جنبش اهمیت دارد. با آنکه سیاست جمهوری اسلامی طی چهار دهه حاکمیت نظامی در کردستان اساساً امنیت محور بوده و تمرکز بر سرکوب داشته و لذا خبر چندانی از عمران و تولید محوری در آن نبود، بافت اقتصادی و اجتماعی منطقه اما دستخوش تغییرات شده است.
علیرغم نفوذ عمیق شیعه در عربهای کشور، رویکرد ملی گرایی در آنها طی دو دهه اخیر رو به رشد گذاشته و گرویدن به تسنن با گرایش "سلفی" میان بخشهایی از عربهای خوزستان مشهود است. این پدیده بیشتر جنبه واکنشی دارد و آن را نمیتوان صرفاً با پروژههای کشورهای عربی رقیب جمهوری اسلامی که بجای خود واقعیتهای انکارناپذیری هستند توضیح داد.
آنچه که بیشتر در ترکمن صحرا رواج دارد و به چشم میخورد، نهضت پاسداری از فولكلور، موسيقى و ادبيات ترکمنی از طریق سربرآوردن انجمنها و كانونهاي فرهنگى متعدد است. زیر پوست این جامعه، پتانسیل حس تبعیض فرهنگی و زبانی و انباشت فزاینده هویت ملی ترکمنی را باید دید که نشانههایی از برآمدهای سیاسی در شرایط مساعد آتی به شمار میآیند.
جمهوری اسلامی طی چهل سال گذشته، جز یک رشته پروژههای نظامی و امنیتی در این منطقه "ژئو استراتژیک" و از جمله بندر استراتژیک چابهار، طرح عمرانی توسعه آفرین و فقر زدای چشمگیری در بلوچستان به اجرا نگذاشته است. سوختن کماکان بلوچستان در فقر و فاقه را باید نخستین مشخصه این منطقه از کشور دانست.
در آذربایجان، "مسئله ملی" وجود دارد و جدی هم است اما با این تفاوت که نظر به درجه پیشرفتگی نسبت به همانندهای خود در کشور، "مسئله ملی" در آن گرهخورده و همپیوند با مبارزات اجتماعی است. به همین اعتبار، "مسئله ملی" در آذربایجان با بروزات آن در دیگر مناطق تحت تبعیض ملی کشور تفاوتهایی دارد و درآمیختگی تاریخی آن با نهضت چپ برجستهتر است.
گروه کار ملی و قومی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، ضمن ابراز مخالفت خود با هر نوع ناسیونالیسم افراطی و توهمات توسعهطلبانه و کشور گشایانه، بر درک فراتر بودن مرزهای فرهنگی کشورهای منطقه از مرزهای سیاسی موجود تاکید دارد. این امکانات و مشترکات فرهنگی، زبانی و تاریخی را میتوان بر مبنای احترام به رسمیت مرزها به فرصتهایی برای دوستی، همکاری و حسن همجواری تبدیل کرد.
این جمع بست هفت بخشی، مقدمتاً نگاهی دارد به آن دسته از تحولات درخور تاکید که شامل عملکرد جمهوری اسلامی در قبال «مسئله ملی» است و نیز دربرگیرنده کنشگریهای جریانهای منطقهای و رویکردهای اپوزیسیون سراسری که با این "مسئله" ربط پیدا میکنند. رخدادهایی که، یا تداوم وضعیت پیشیناند ولی نیازمند بازخوانی در امروز خود، و یا روآمدهای تازهای که درنگی ویژه را لازم دارند. جمع بست، سپس به فعل و انفعالات حول «مسئله ملی» در پنج منطقه از کشور میپردازد و در آخر نیز رشته گزارههایی را پیرامون نوع مواجهه برنامهای و سیاسی با این معضل پیش میکشد.
این هفته نامه که از سال ١٣٧۶ با ویژگی دو زبانه ترکمنی- فارسی پا به عرصه مطبوعات کشور گذاشته بود، طی ٢٢سال گذشته به پشتوانه فعالیت وسیع خود در زمینه انعکاس فعالیتهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ترکمنهای ایران، همچون آئینهای از ارزشهای فرهنگی ترکمنها جلوه کرد و توانست در این منطقه تأثیرات شایانی بگذارد.
باهار امیدلرین چیچکلنمه فصلی دیر عزیز هموطنلر! گله جه گه امیدله، یاشاماقا، آزادلیقا وعدالته عشقیله بو چتین گونلردن کئچمه لی ییک!
هاوڵاتیانی بەڕێز! نەورۆز، جەژنی کەونارای سەرجەم ئێرانییەکان و لەدایکبوونی دووبارەی سروشت پیرۆز بێ.
حلول عيد النوروز الذي هو نتاج الطبيعة وعيد تاريخي لجميع الإيرانيين مبارك عليكم جميعا
حرمت لی واطانداش لار، یاویز قیش گچیپ طبیعت ینگ گؤزللشیپ باشلاماغی بیلن یتیپ گلن خلق آرا نوروز بایرامی مبارک بولسین.
نئورۆزئے جشن و مراگش، مئے اێرانیانی پّس و پیرانی هما دپتری و تاریهی شادهی یاتمانێن مراگش اِنت که گۆن زندئے سرشت وشسمین اێن بهاران همگرچ اِنت.
هاوڵاتیانی بەڕێز! نەورۆز، جەژنی کەونارای سەرجەم ئێرانییەکان و لەدایکبوونی دووبارەی سروشت پیرۆز بێ.
حلول عيد النوروز الذي هو نتاج الطبيعة وعيد تاريخي لجميع الإيرانيين مبارك عليكم جميعا
حرمت لی واطانداش لار، یاویز قیش گچیپ طبیعت ینگ گؤزللشیپ باشلاماغی بیلن یتیپ گلن خلق آرا نوروز بایرامی مبارک بولسین.
نئورۆزئے جشن و مراگش، مئے اێرانیانی پّس و پیرانی هما دپتری و تاریهی شادهی یاتمانێن مراگش اِنت که گۆن زندئے سرشت وشسمین اێن بهاران همگرچ اِنت.
اداره امور سیاسی، نظامی، اداری و اقتصادی این بندر که از بزرگترین شریانهای اقتصادی و از قطبهای اصلی صادرات پتروشیمی و نفت در ایران است، به تمامی در دست گروهی از افراد امنیتی غیربومی قرار دارد. کسانی که به اهالی عرب این شهر نگاهی آمیخته به تبعیض و تحقیر دارند و آنها را عامل "بیگانه" و "دشمن" مینامند. اینان از پیش چنین توجیه شدهاند که در این بندر دارای اهمیت کلیدی برای جمهوری اسلامی، هیچ ناآرامی سیاسی ولو در حد اعتراضات اقتصادی آرام هم جایز نیست.
به باور ما تنها راه رهایی از چرخه «نفی - سرکوب - نقار» در رابطه با هموطنان عربمان، پایان دادن به «تبعیض بنیادی» در کشور است که از نخستین شروط برای تحقق رفع آن، همانا گذر از و پایان دادن به حیات جمهوری اسلامی است به مثابه نظامی «تبعیضبنیاد» که چنگ در هستی ملتی متکثر دارد.
دوآتشه های جمهوری اسلامی و شوونیسم مرکزگرا با نوشتن این اقدام به پای همه مخالفان ستم ملی در آذربایجان و کاشتن تخم دشمنی میان آذربایجانی ها و کردها از آن بهرهبرداری کرد و ناسیونالیسم افراطی کُرد و پی گیرندگان پروژه"کردستان بزرگ"نیز از یافتن "سندی" دیگر برای نشان دادن دشمنی "ترک" های جهان با خود، به وجد درآمدند.
حزب چپ ایران (فدائيان خلق) با احترام و قدردانی نسبت به همه کسانی که در مبارزه برای فرارویاندن ایران به کشوری دموکراتیک و عاری از تبعیض ملی و قومی، متحمل محرومیت و سرکوب و زندان گشتهاند، از تغییرات مثبتی که در دوره اخیر در نگرش برخی از شخصیتها و نیروهای اجتماعی کشور نسبت به تحصیل به زبان مادری پدید آمده است، استقبال میکند و از همه نیروهای دموکرات و عدالتخواه میخواهد که برای تامین این خواست تلاش کنند