رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه ۱۳ مه ۲۰۲۶
چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

فرهنگ و هنر

باکنون خیس خیس ام من،
از بارش ابر اسیر.
رسیده است انتظارم به پایان.
می گذرد لحظه ها با بیم و امید.
با شادی وشیون.
اما باوری،
که شکسته است دیوار ترس
مژده می دهد به آغاز تمام .
ندیدی مگر
کاین گونه
در نوردید "اسرا"
آغوشِ
ماه وُ آفتاب را
با
قطره خونی که
هزار
هزار
"مهرشاد"
برادری خفته در خون
تا
نماند
تنها با خویش
ژینا
در خاک
بعد از تدفین مردگانِ/آبان،
زندگان/بیشمارند، پا به راه
از این روزها خواهیم گذشت
به یاد داشته باشیم/قرارمان،
میثاقی با شقایقها/و ستاره ها
که از شب گذشتند.
آنگاه/آفتاب تلائو رشته هایش/در فضای پرواز
به تساوی/بر خانه ها تقسیم می شود.
۲
روسری ها را
به هم
گره زده اند
تا بادبادکی را
در باد
رها کنند
"زن، زندگی، آزادی"
به پرواز در می آید
رقصان...!
جوانه ها از ریشه های خفته برآمدند
ودر خستگی و خواب ِ خاک
بیدار شدند
«سیاوش»در اندوه«فرنگیس»
دوباره از خاک برخاست و
در پندار درختان رویید
و خیابان ها در پیشواز پندار و بالندگی درختان
سرخم کردند
جانِ جهان را
روحی دیگر
مرغانِ مهاجر
از تورنتو
تا
برلین
از زاهدانِ خونین
تا
کُردستانِ سوگوار
کنارِ این ستاره ی بزرگِ امید*
این همه
آغوشِ باز را چگونه
کلبه ای کردند
اشک لبخنده های غربت برایِ آزادی؟
بیهوده نیست
این همه فریاد
که
رقصِ خونی شد
در
میدانِ شرافت
و
کودکانِ شاد
با
قلبی سبز
عشق را
این چنین سرخ
ردایی کردند
بر قامتِ
همه فصل ها
ستاره ها در آسمان بیهوده نیستند
گل ها در باغچه ها لابد معنایی دارند
انسان آمیزه ای از ستاره ها و گل ها و باغچه است .

شلیک نکنید !
به شما می گویم !
شلیک نکنید !
اگر ستاره ها را سرنگون کنید
آسمان زیبا نیست
اگر گل ها را پرپر کنید
باغچه زیبا نیست
هدیه کن مادر
جسم بی جان مرا هدیه کن
و هرگز مپندار که مرده ام
من بنام فرزندان این سرزمین
زندگی خواهم کرد
دو شعر از م.شفق
تمام تنم زخمین است
از این هیولایِ چندسر
هنگام خواندنِ نغمه هایم
حنجره ام فریاد خشم است
دیریست فراموش کردم
چندمین بار است
خونم زمین سوخته را
آبیاری میکنم
کانون نویسندگان ایران که در بیانیه‌ی یکم مهرماه خود همبستگی‌اش را با جنبش آزادیخواهی مردم ایران اعلام کرده بود، بار دیگر بر اساس منشور خود که آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا را، در همه‌ی زمینه‌ها، حق همگان می‌داند، و به حکم وظیفه‌ی اخلاقی، حمایت خود را از خواسته‌های برحق دانشجویان و مردم ایران اعلام می‌دارد و سرکوب دانشجویان دانشگاه‌های کشور و سرکوب و کشتار مردم معترض زاهدان را محکوم می‌کند.
گوش کن!
با تو سخن ها داشت
آن زمزمه ها
که
مقصد این‌جاست!
و
پایانِ تو آن
هزاران ساله های گور
مقصد آنجاست
از یاد نبرده ام تو را
مقصد
خاکت را‌ تُربت چشمانم میکنم
تن زخمین-ات را می بویم
و می بویم
و می بویم
و بوسه،
بر قلب خونین- ات می زنم
که عاشق ترین فرزندانت را
در آغوش گرفتی،
تو بمان،
تو
بمان-
ای عزیزِِ جان
وطن-
سرزمین داغدار من.
در مدرسه
حرف "د" را
از دیوار و درد یاد گرفتم
دری نبود
با بغض و خشم
بزرگ شدم
امروز اما در خیابان
در هوای تازه
نفس می کشم
دلمان،
برای طلوع خورشید می تپد
دلمان،
می خواهد...فردا،
شهر فرزندانش را
در آغوش گیرد،
و با صدای بلند بگوید:
حالا که این راهِ خسته را آمدید
آزادی؛
جنبشی که هم اکنون تقریباً همه‌ی کشور را در بر گرفته است حاصل خشمی چهل ساله است. حاکمیت جمهوری اسلامی از بدو تأسیس تا کنون با استفاده از ضرب و زور و صرف مبالغ هنگفتی از بودجه‌ی عمومی کشور در پروژه‌های به اصطلاح فرهنگی و عقیدتی و حذف و سانسور هنر و ادبیاتی که بازتاب دهنده‌ی روح جاری زندگی انسان امروز است کوشیده است مردم ایران و به ویژه نسل جوان کشور را از حق طبیعی ِ آزادانه زیستن محروم کند و آن‌ها را در قالب دلخواه خود بگنجاند.
من کابوس شبهایِ توام
در تاریکی،
و شبهای وحشت
به سراغت میام
آنگاه با چشمان خونین و مضطرب
پوستین-ات خراش برمی دارد
وز درونِ قرقابِ سیاهی
آسمان از چشمانت می گریزد
رعشه بر جانت می افتد
مهسا " !
ماه با تو همسان شد
و آفتاب در تو درخشید
تا زندگی را " ژینا1 " باشی
و مرگ را برنتابی
ای دخترِ خاموش در درنگِ شهریور!
در خواب چشم¬های مهربانِ تو
چشمه ی چشمِ آفتابی ایران
بشنوید مرا.
چه دیدند شیاطین
در زلف معصوم من.
خاطراتم را
کدامین هیولا بلعیده است.
بنگرید مرا.
خفته ام
با مغزی مرده. قلبی خسته
وگیسوانی ازاد،
منتقدین ادبی او را مهمترین و نخستین نویسنده انگلیسی نامیده اند. وی در آثارش غیر از وحدت تراژدی و کمدی، تلخی و جدیت موضوعات را هم نشان میدهد. شکسپیر را بزرگترین درام نویس جهان و آثارش را اوج هنر نمایشنامه نویسی بدلیل: تفکر عمیق، زبان قوی استتیک، و خصوصیات رئالیستی و دراماتیک شخصیت ها، بشمار می آورند.
شهید شگفت مرگ شنیع
تندیس تن تو...
آویز گردن خدای گورکن است...
که در طواف وطهارت...
حسرت هستی...
در لاله ی گوش گلبنی بچکد...
ودر برج های بی گمان...
بوی عود وعبادت...
در تعفن تباری بپیچد...
که فصل های بی تکرار...
فاصله هارا انکار کنند
یداله رؤیایی با انتشار آثار یاد شده و انتشار پنج مجموعه شعر دیگر به نام‌های «لبریخته‌ها» ، «هفتاد سنگ قبر»، «منِ گذشته امضاء» و «در جستجوی آن لغت تنها» دارای نام و جایگاهی والا در شعر معاصر فارسی است و آثار او هم اکنون بخشی ارزشمند از گنجینه‌ی زبان و ادبیات فارسی است.
کانون نویسندگان ایران درگذشت یداله رؤیایی را به خانواده‌ی او، به دوستان و دوستدارانش و به جامعه‌ی ادبی و فرهنگی مستقل ایران تسلیت می‌گوید
کارهای گدار مکرراً به تاریخ سینما ارجاع و به فیلم‌های پیشتر از خود ادای احترام می‌کنند. این فیلم‌ها اغلب نظرات سیاسی او را بیان می‌کند؛ نظریاتی که ملهم از اگزیستانسیالیسم و فلسفه مارکس است که او به آنها علاقه داشت. از زمان سینمای موج نو، به بعد عقاید سیاسی او چندان افراطی نبوده‌است، و فیلم‌های اخیرش در مورد بازنمایی و تعارض انسانی از دیدگاه یک اومانیست و مارکسیست است.
من اما، نا امید نیستم 
درغروبِ غمینِ شهریور 
ماه لبخند می زند
فردا خورشید از بلندای آسمان
طلوع میکند
و خوشحالم دست هیچ شیطانی
نمی رسد آن را خاموش کند.
این درخواست کاملا غیرکارشناسانه است و مردم حق دارند فکر کنند غرض و مرضی پشت قضیه خوابیده است.
ضمن اینکه کتابخانه کانون پرورش فکری با چیزی از کتابخانه در معنای عمومی آن مدنظر داریم، فرق دارد.
بله با چیزی که اینها توی ذهن دارند، فرق دارد. کتابخانه کانون موسیقی دارد، تئاتر دارد، فیلم دارد، قصه گویی دارد، نقاشی دارد و... کانون محل پرورش استعدادهای مختلف هنری و ادبی بوده و نویسنده و هنرمند تربیت کرده است
فیلم «خرس نیست» تازه‌ترین اثر جعفر پناهی فیلمساز منتقد ایرانی در آخرین روز نمایش فیلم‌های جشنواره ونیز در این رویداد سینمایی معتبر به نمایش درآمد، و برنده جایزه ویژه داوران شد. این فیلم مشابه چند اثر دیگر سال‌های اخیر پناهی به صورت مخفیانه ساخته شده و به گفته آلبرتو باربرا، دبیر جشنواره ونیز پیش از بازداشت اخیر سازنده‌اش برای نمایش در این جشنواره انتخاب شده بود
با یاد و خاطره تابناک رفقای جانباخته
شهریور ۶۷ که در حافظه تاریخ خونبار
جنبش چپ هماره ماناست
بازیگرِ سرنوشت خویش می شوی
دیوار نامت را به یاد می سپارد
درب آهنین،
ای فتادهِ در تالابِ سیاهی
خودت را رقم می زنی
زمان ایستاده و تو درحرکتی؛
زیرِ سقفِ ظلمت
این جایزه معتبر که «بنیاد آی‌رید شنژن» با همکاری «دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY)» قدردانی از ترویجگران تاثیرگذار کتاب‌خوانی در گستره‌ی جهانی بنیاد گذاشته است در سال ۲۰۲۲ به زهره‌ قایینی از ایران و جین کرتس از ایالات متحده تعلق گرفت
آرش گنجی که با اتهام‌های واهی و پرونده‌سازی‌های بی‌اساس، به جرم ترجمه‌ی یک کتاب به ۱۱ سال زندان محکوم شده، اکنون با ادامه‌ی همان شیوه‌ها و پرونده‌سازی‌ها تحت فشار و آزار مضاعف قرار گرفته است. بی‌شک مسئولیت هر گزندی به جان و سلامت گنجی بر عهده‌ی حاکمیت، به ویژه زندانبانان و قوه‌ی قضاییه خواهد بود.
ارژنگ، دوماه‌نامۀ ادبی، هنری و اجتماعی نویدنو، دورۀ اوّل/ سال سوّم/ شمارۀ 25، مرداد و شهریورر 1401
با آثاری از:
ا.ح.آریان‌پور/ ا.ه.ابتهاج(سایه)/ ج.ابراهیمی/ ارژنگ/ م.استرآبادی/ ژ.اصفهانی/ م.اعتمادزاده(به‌آذین)/ ا.البرز/ امید/ ه.بُل/ ع.توده/ ع.جعفری(ساوی)/ د.جلیلی/ ع.حاجی/ ب.حسن‌زاده/ ه.حسینی/ ن.حکمت/ م.خلیلی/ م.درویشیان/ ن.رحمانی‌نژاد/ آ.زیس/ س.سلطانی‌طارمی/ ز.شریفی/ م.شهبازی/ م.عاصمی/ ج.علیزاده/ م.فرازی‌کسمایی/ م.فرّخی‌یزدی/ س.فرضی‌پور/
صبح، خمیازه می کشد
از دهانِ شبروانِ گرسنه
دزدان بی نقاب
با دستانِ همیشه آلوده،
و اقامه نمازِهایِ شبانه
۹۲ هزار میلیارد
لوطی خور کردند
مبارکه،
هنرمدان ترسیم کنندگان زیبائی حیات وتعادل بخشندگان به روح آسیب دیده جامعه هستند! زمانی که آزادی و آزادی خواهان در مبارزه با حکومت های جابر ،سرکوب گر جان می بازند! ناامیدی و تاریکی فضای جامعه را در خود می فشارد. این صدای هنرمند است که به هزار زبان ،به هزار تصویر ،هزار نوا ی موسیقی با مردم سخن میگوید!
بنام گالیا،
وآن سکوت رفته برزبان جان،
بنام شهر درد،
بنام شهر دود و آه،
بنام مردمان هر دیار،
دراین خروش سبز و،
این وداع تلخ،
چه فکر میکنی،
می شناسمت،،،،،،،،،،،،
کاش پیش از آخرین پرواز
چیزی بر زبان می آورد
چیزی از ترنم عشق می گفت
عشقی که زنده می ماند
پس از آمدن مرگ
بی گمان،
مرگ پایان راه نیست
گر نور خورشید،
در قلبت فروزان شود