دوشنبه ۲۳ مارس ۲۰۲۶
دوشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۵
سپتامبر 2018
با اعدام زانیار، لقمان و رامین، با اعدام فرزندان و جوانان مردم، به مردم ایران اخطار می کند که در صورت مبارزه و مقاومت علیه رژیم بی صلاحیت و یغماگر منابع ملی و عامل فقر و فلاکت، و در صورت مبارزه برای رفع تبعیضات ملیتی و دیگر تبعیضات، فرزندان و جوانان آنان را سرکوب و اعدام می کند
جمهوری اسلامی نابکار البته از سر کار بودن چهل ساله خود چیزها آموخته است، اما یک چیز را نفهمیده و نخواهد هم فهمید و آن، قدرت مردم است! این گزاره البته در مورد هر دیکتاتوری اعتبار دارد اما در مورد استبداد دینی اعتبارش باز هم بیشتر
جنايات جمهوری اسلامی در حق هم وطنان کرد پايانی ندارد. جمهوری اسلامی آن ها را نه تنها در داخل کشور می کشد، بلکه به خاک کشور همسايه ديگر تجاوز کرده و با شليک موشک به کشتار هموطنان کرد دست می زند. سال ها است که رژيم ايران در کردستان عراق اعضاء احزاب کردی را ترور می کند، در مقر آن ها بمب می گذارد و اعضاء و هواداران آن ها در داخل کشور را دستگير و به جوخه اعدام می سپارد.
ارسطو نظریه پرداز" منطق فرمال یا ظاهری" است و نه منطق محتوا؛ که تا پایان قرن 19 میلادی در اروپا معتبر بود. ماهیت هر پدیده ای در اجزاء درون آن قرار دارد و نه در بیرون از آن. به این دلیل وی توجه خاصی به تجربه و آزمایش داشت.
غرفه حزب چپ (فدائیان خلق) در جشن اومانیته - پاریس
محل همبستگی با مبارزات مردم ایران!
محل همبستگی با مبارزات مردم ایران!
چشم انداز مبارزاتی باید از میان برداشتن این نظام استوار باشد و نه اصلاح و نوسازی آن. لذا چنین نامه ها و منشورهایی راه حل نیستند، بلکه صرفاً خبر از حدت بحران دارند و حاکی از دور و دورتر شدن هر چه بیشتر نیروهایی از نظام از کردار فرد اول آن. نیروی گذار از این نظام، چنین نامه ها و پلاتفرم هایی را باید علامت شدت بحران بفهمد تا بتواند واکنش به بحران ها را در خدمت راهبرد گذر از نظام قرار دهد و نه که خود در خدمت تحقق آنها درآید!
رژیم در هراسی سی ساله از افشای این جنایت، به سخیفترین روشها از طریق فشار دائم به بازماندگان و مراجعه کنندگان به «خاوران ها» و نیز جانبدر بردگان از آن، اقدام کرده است. با تداوم و پافشاری ما در ثبت این واقعه به عنوان «جنایت علیه بشریت» است که این هراس تبدیل به کابوسی برای آمرین و عاملین این جنایت، تا نشاندن آنان در جای متهمین در دادگاهی نه چندان دور از دسترس، خواهد گردید.
بیژن هیرمنپور تا آخرین لحظه در حقانیت راهی که برگزیده بود تردیدی نداشت و تا آخرین نفس، بر اهمیت مبارزه در راه آزادی و عدالت اجتماعی تاکید داشت. او انسانی توانا، در عین حال بی مدعا بود؛ به چپ بودن و مارکسیست و کمونیست بودن خود افتخار می کرد. شکست های چپ خللی در اراده اش ایجاد نکرده بود.
در خبرها آمده بود که پرونده سد گتوند دوباره روی میز آمده است. در مجلس شورای اسلامی نیز نماینده ای ملتمسانه از گردن کلفت های سپاه خواسته که لطف کنند و این پروژه را تعطیل کنند و بیش از این به جان و مال و آینده مردم ضربه نزنند. این پروژه چیست و چه تاثیراتی بر حیات مردم و محیط زیست کشور دارد؟