دوشنبه ۲۳ مارس ۲۰۲۶
دوشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۵
فوریه 2019
گرچه گذشته را نمیشود عوض کرد، اما عدهای نهتنها قادرند تاریخ آینده را با روایتهای ویژه خویش تعریف نمایند، بلکه قدرتمداران حاکم نئولیبرالی امروزین بلد هستند برای آینده تاریخسازی هم بکنند.
خموشی گزینی آقای رضا پهلوی درباره سیاهکاریهای پدربزرگ و پدر خویش، برای دلجویی از اولیها بوده است. در مشروطهخواه نماییاش اما، کنار خرد جوییهای خودش و رهنمایان هوشیار و آگاه به نیاز زمان دوستدار خویش، درواقع بازتاب گرایش سلطنت مشروطه.
در این شماره میخوانید
- مملکت اگر گلوبلبل بود که انقلاب نمیشد!
- صفهای طویل گوشت و مرغ؛ بازنمایی یک بحران چهلساله
- چرا هنوز اینهمه شغل وجود دارد؟ بخش پنجم
- ادامهی پروژهی سرکوب، مقاومت جنبش کارگری و جامعهی مدنی
- جنبش کارگران ونزوئلا بر سر دوراهی- بخش 2
- برگهایی از تاریخ جنبش سندیکایی ایران
- مملکت اگر گلوبلبل بود که انقلاب نمیشد!
- صفهای طویل گوشت و مرغ؛ بازنمایی یک بحران چهلساله
- چرا هنوز اینهمه شغل وجود دارد؟ بخش پنجم
- ادامهی پروژهی سرکوب، مقاومت جنبش کارگری و جامعهی مدنی
- جنبش کارگران ونزوئلا بر سر دوراهی- بخش 2
- برگهایی از تاریخ جنبش سندیکایی ایران
فروتن در خودآموزی و آموختن از دیگران و پابرجایی در آرمانهای انسانی و ارزشها. اگر نگاه نقاد و خود انتقادی، متعلق به مدرنیته است و بیانگر روح آزادیخواهی، "فدایی خلق" هم با هر آلودگی به کهنگیها، در کلیت خود تعلق به این پدیده دارد و پالایشهایش نیز، صورت گرفته بر همین بستر.
تلاش برای تحقیر تنآسایی و آرمیدن بیش از همه از سوی دانشگاهیان شکمسیر و سرمایهداران بیدردی است که پایان کار از نظر آنها معنایی ندارد. هر روز بیش از دیروز اشیای بیهودهای تولید میکنیم که محیط زیست و دنیای ما را نابود میکند و مهمتر از آن وقت ما را میبلعد.
در گذار از حکومت شبه توتاليتر به دموکراسی، نقش اصلی با جنبش اعتراضی مردم و در رأس آن طبقه کارگر بود. مشارکت وسیع مردم، اين پيروزی را امکانپذیر ساخت. اما اين جنبش با رهبری لخ والسا، ژان پل دوم و کلنل والدمار فیدریج (ماژور)، بنیانگذار جنبش جایگزین نارنجی به پيروزی رسيد.
رمز این حیات ققنوس وار چیزی نیست جز اینکه تا استبداد، تبعيض، ستم و بهرهکشی هست، مبارزه هم هست. در برابر خاطره تابناک فدائیان جانباخته سر فرود میآوریم و بر اتحاد چپ و ائتلاف نيروهای جمهوریخواه برای گذار از استبداد مذهبی تأکید دارد.
برخلاف درک نگارنده از منش همیشگی شاهزاده گرامی که همواره سعی میکردند از تهییج احساسات باستانگرایی و گذشتهگرایی بپرهیزند، اما بیانیه، در پاراگراف به پاراگراف خویش اشاره به نستالژی بازگشت به عهد باستان و " بازسازی کهنترین چهارراه تمدنی تاریخ" دارد. و اینکه با اشاره به مؤلفه نامفهوم "روان پارگی ناشی از اختلال هویتی" انتخاب این مسئولیت را فقط بر دوش نسل نو میداند و بس!