پنجشنبه ۱۹ مارس ۲۰۲۶
پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
ژوئن 2020
پس از اعتراضات سراسری دیماه 96 و شکل کاملتر این اعتراضات سراسری در آبانماه 98، چپ دانشجویی، خود را در قامتی جدید و بیاغراق خطرناک اما مهم و موثر بازتعریف کرد: ایستادن در کنار جنبشهای سیاسی و اجتماعی جاری و همراهی و همدلی با نیروهای خواهان تغییر در اینجا و آنجا، و بهویژه حمایت از جنبشهای معیشتی و کارگری. نیرویی مستقل از رسانههای جریان اصلی و غیر قابل اجتماع با نیروهای ضد دموکراسی اعم از طالبان سلطنت.
دموکرات و دموکراتیک بودن را نباید تنها در حرف خلاصه کرد. در آن دوران نه رهبری اقلیت و نه اکثریت مرکزیت سازمان به نظر و رای نیروهای تشکیلات اهمیتی قائل نبودند. این درست است که اکثریت مرکزیت سازمان مخالف انشعاب بود، اما برای جلوگیری از انشعاب وقت بسیار تلف کرد و در آخر وقتی که انشعاب در حال انجام بود میبایست با اتخاذ تدابیر لازم و با به کار بردن راهکارهای مناسب جلوی انشعاب را تا برگزاری کنگره میگرفت. اما اقدامات اکثریت از حد حرف فراتر نرفت.
قطعاً انشعاب پاسخ نهتنها مناسبی به اختلاف مشی و نظر نیست، بلکه بدترین کار است. هر انشعابی به ضرر اپوزیسیون کشور در مبارزه علیه جمهوری اسلامی است. متاسفانه تاریخ احزاب ایرانی مملو از انشعاب و جداییهاست. «راه یا راههای جز انشعاب» راه همکاری، تعامل و اتحادهای وسیع و جبههایی است. هیچ الزامی نیست ما برای دور هم جمع شدن در تمامی وجوه برنامهایی، نظر و سیاسی همسان بشویم تا بتوانیم تشکل بزنیم و حزب درست بکنیم.
من با رأیگیری برای تعیین تکلیف اصولاً مخالفام. من باور به حضور گروههای مختلف در سطوح مختلف اجتماعی دارم و بر این باورم که در هر سطح موجود باید نخست کوشید به توافقی جامع دست یافت که حتیالامکان همهٔ آحاد و گروههای جمع، هر یک در سطحی بتوان با آن کنار بیاید و سر آخر، این آن توافق است که باید به رأی تأییدی جمع و جامعه گذاشته شود. این مبنای نگاه و اندیشه از تأکید بر اشتراکات ناشی میشود. بنا نهادن یک جمع، تشکل و جامعه بر رأی گروهی از افراد آن مجموعه، تأکید بر افتراقات است. من با تأکید بر افتراقات مشکل دارم.
جدایی اقلیت و اکثریت یگانه انشعاب در میان فداییان نبوده. پس از آن انشعاب، هریک دچار انشعابهای متعدد و زنجیرهای شدند. اما اکثر این این انشعابها اجنتابپذیر بودند، اگر شیوهی سازماندهی درونی تشکلها نه بر پایهی یکسونگری، بلکه بر رواداری و پذیرش گرایشهای سیاسی مختلف استوار میشدند. یک تشکل سیاسی که بخواهد با جامعهاش پیوندی پویا و ماندنی داشته باشد، همانگونه که از آزادی بیان و اندیشه در جامعه از آن دفاع میکند در دورن خود نیز باید پاسدار آن باشد و کانالهای لازمه برای بروز و برآمد این نظرها را تامین و تضمین کند.
من همچنان معتقدم اگر انشعاب فدائی شکل نمیگرفت، نه اقلیت به هم چشمی از مجاهدین، به سازماندهی «جوخههای رزمی» و نبرد مسلحانه با حکومت، روی میآورد و نه اکثریت به تأسی از حزب توده، شکوفائی جمهوری اسلامی را به خط مشی سیاسی سازمان میتوانست تبدیل کند. انشعاب شاخص این تعادل را باخود به زیر کشید و فضاها را برای امیال دیکتاتور مأبانه در دوطرف فراهم کرد.
محمدتقی افشانی نقده، نامی کمتر آشنا، در سالهای مبارزات مردم ایران علیه مظاهر استبداد است. افشانی از اولین نیروهای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران است که در کنار علیرضا نابدل و بهروز دهقانی، نقش عمدهای را در سازماندهی شاخهی آذربایجان سازمان چریکها ایفا میکند. نیرویی بهواقع مسلط، باسواد و با مناعت طبعی مثالزدنی که هرآنکه او را میشناسد، از آن یاد میکند.
آنچه در هفته های گذشته در سراسر اروپا، در برلین، پاریس، لندن، منچستر، لیورپول، فرانکفورت، آمستردام و بسیار شهر های دیگر اروپا شاهد بودیم، هرچند در درجه نخست ابراز همبستگی با معترضان امریکایی بود، اما بیش از هرچیز، واکنشی بود علیه خشونت نژادی، راسیسیم و پوپولیسم راست نژاد پرستانه در اروپا و برای عدالت و نوعی همبستگی بین قاره ای و به جرأت جهانی، برای صلح، خشنونت پرهیزی، علیه نژادپرستی و فاشیسم، علیه پوپولیسم راست و برای عدالت ومحیط زیست.
ضمن لغو مجازات اعدام، جرائم مرتبط با خشونت های ناموسی و دیگر اشکال خشونت علیه زنان با مجازات های سنگین تری روبرو شوند. امکانات قانونی و عملی برای خروج زنان و دختران از خانه ها و پناه گرفتن در خانه های امن زنان در صورت روبرو شدن با خشونت خانگی و ناموسی فراهم شده و گسترش یابد.