سهشنبه ۲۴ مارس ۲۰۲۶
سهشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵
فوریه 2021
تا به حال که بودیم
زین پس چیزی مقابلمان است
که همیشه می گفتی
دیدی..!
ما که از تعلق خویش
گذشتیم
پایِ آن چه می خواستیم
ایستادیم .
زین پس چیزی مقابلمان است
که همیشه می گفتی
دیدی..!
ما که از تعلق خویش
گذشتیم
پایِ آن چه می خواستیم
ایستادیم .
تنها، زهرا مادر رقیه بود که صحنه زندگی کودکی خود را می دید که چگونه اینبار در قامت دخترش در حال سرریز شدن در وادی ناکجا آباد بود. چاره ای برای خروج از این بن بست به فکرش نمی رسید جز اینکه با جریان آب همراه شود وسرنوشت دخترخود را به دست تقدیر بسپارد. همانگونه که تقدیر سرنوشت خود او را رقم زده بود. آرزو می کرد که می توانست جلوی این وصلت را بگیرد اما کاری از دستش برنمی آمد جز اینکه نظاره گر محوشدن دوران کودکی فرزندش باشد. غم سراپای وجودش را در برگرفته بود وبر قلبش چنگ میزد، اما تلاش می کرد که چهره ای شاد از خود نشان دهد تا رقیه و دیگر فرزندانش به آنچه که در درونش می گذرد، پی نبرند.
تل آویو، آنکارا، تهران و ریاض به حفظ قلمروهای نفوذ خود در منطقه ادامه خواهند داد. آنها به حفاظت از دوستان خود در درون دولت ها در هر کجا که دست یافتنی یا امکان پذیر باشد، ادامه خواهند داد. جابجایی مرزهای عملاً موجود بسیار بعید است. اما تبدیل مرزهای کشورها، و یا بین هویت های قومی، به خط فاصل های سخت یا نرم قابل پیش بینی است.
مطالب این شماره جُنگ کارگری:
بخشنامە ارتجاعی دولت روحانی ادامە سیاست بردە کردن نیروی کار است!
اقتصاد شراکتی، آیندۀ مشاغل و "پساسرمایه داری" بخش پایانی
تعیین حق بیمە و کنترل تامین اجتماعی نباید بە دست سرمایە داران بیفتد
گذر و نظری بر رویدادهای کارگری هفتە
بخشنامە ارتجاعی دولت روحانی ادامە سیاست بردە کردن نیروی کار است!
اقتصاد شراکتی، آیندۀ مشاغل و "پساسرمایه داری" بخش پایانی
تعیین حق بیمە و کنترل تامین اجتماعی نباید بە دست سرمایە داران بیفتد
گذر و نظری بر رویدادهای کارگری هفتە
چندین ماه قبل ازانقلاب وظایف محوله به من بزرگتر و سنگین تر شد، در خانه ما با استفاده از چاپ دستی اولین اعلامیه ها قیام مردمی٥۷ انتشار یافت، که من در چاپ و پخش آنان بسیار فعال و نقش کلیدی داشتم. با چاپ و دیدن اولین اطلاعیه و آرم ستاره سرخ بر روی اعلامیه ها، پی بردم که با تشکل فدائیان لرستان، تشکلی که خود را هوادران سازمان چریکهای فدایی خلق می دانست و من بارها و بارها نام آن سازمان را خوانده بودم، در ارتباط قرار گرفته ام وبی نهایت خوشحال و ذوق زده شده بودم.
منتظر بودم که که بگه آره یا نه ... ولی یه لحظه حس کردم که منو به پریز هزار ولتی وصل کردن. چشام فقط برق میزد. نگو بی ناموس با اون دست سنگینش همچین زده بود زیر گوشم که چشام عین چراغ برقای زیر بازارچه چشمک می زد. فقط یه لحضه دیدم که یه پاش رو هوا داره میاد سمت من. تنها کاری که تونستم بکنم جاخالی دادن بود و دیگه نفهمیدم به کدوم سمت دارم فرار میکنم. فقط دستگیرم شد که که این آدم قصد وصلت کردن با ما رو نداره.
نظر مردم نسبت به سازمان: اگرچه «نبرد خلق» شماره ۷ که در بهار ۵۵ منتشر شد از کارگران و زحمتکشانی سخن میگوید که در آرزوی ظهور چریک هایند و گاه رفقای دختر سخنان رانندگان تاکسی را بازگو می کردند که «اگر اینها زن هستند، پس ما چی هستیم؟» یا «بهتره بریم سبیل ها را بزنیم». اما در بحثهای جدی سازمانی چنین نبود. من بارها شاهد بودم به اعضایی که اکراه در کار در انتشارات را داشتند گفته میشد «خودت میدانی ما چقدر گزارش داریم که مردم بعد از عملیات ما گفته اند، این دعوا بین خودشان است