رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه ۲۲ مارس ۲۰۲۶
یکشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۵

دسامبر 2019

حزب چپ ایران (فدائیان خلق) با ابراز تاثر عمیق از مرگ این دو نوجوان قربانی فقر، و ابراز همدردی با خانواده این جانباختگان، مسئول مرگ این کولبران نوجوان و نیز همه کولبران تاکنون جانباخته و همچنین مسبب مرارت های تمامی آنانی که از همین راه سخت زندگی می‌کنند را فقط و فقط جمهوری اسلامی می‌داند.
اگر زمانی مثلا واحد ارزش مبادلاتی، یک سطل گندم بود، بعدا و به مرور زمان جای آن را سکه هایی گرفتند که از فلزات قیمتی زده شده بودند. آنچه که با این فلزات ارزش قیمتی می داد، یکی نادر و نایاب بودن آنها، دیگری تقاضا و ارزش یابی آنها به عنوان فلزات زینتی و از همه مهمتر، توافق عمومی اکثریت جامعه سیاسی - اقتصادی بشریت در مقاطع خاص تاریخی در مورد تبدیل این فلزات به واحدهای مبادلاتی ارزشی بود که منجر به گسترش تجارت و رشد اقتصادی جوامع می گردید.
"کدام یک از شما عاشق شده اید"؟ کسی سخنی نمی گوید به هم نگاه می کنند. در این گروه چهار نفری عاشق شدن امکان پذیر نیست. آنها، هر چهار نفر وابسته به یک گروه انقلابی‌‌اند. عشقشان مبارزه است واین کوه آمدن هم بخشی از آمادگی برای آن مبارزه. "پدر ما هنوز خیلی کار داریم، وقتی برای عاشقی نیست!
درمیان کولبران دانش آموختگان دانشگاهها و نیز کولبرانی از سن ۱۲ تا ۷۰ساله نیز دیده میشوند؛ حتی زنان و افراد معلول با یک پای مصنوعی نیز کولبری میکنند؛ تمام این تلاشها در عبور از کوه ها و صخرهای مرگ آفرین، فقط برای گذران یک زندگی فقیرانه است و در هر هفته چندین نفر در این راه پرخطر جان خود را ازدست میدهند.
سند سیاسی توسط کمیسیونی با مسئولیت ونسنت بوئت از حزب کمونیست فرانسه تهیه و با ۸۶ درصد رأی موافق به تصویب کنگره رسید. این سند در سمت تحقق مبارزه برای حفظ محیط زیست، مبارزه با سیاست های نئولیبرالی و مبارزه با رشد احزاب ماورای راست، چالش با سرمایه داری، با هدف ساختن اروپایی برای مردم، حفاظت از کره زمین و تضمین صلح را در دستور کار قرار داده است.
آیا لازم نیست ما هم به این مسئله توجه کنیم که ما هم ممکن است از رهبری افرادی که در گفتار و کردار شفافیت و قاطعیت لازم را ندارند، در رنج میباشیم؟ بهتر نیست در صفوف مقدم کسانی قرار گیرند که از قابلیت های مردمی تری برخوردار بوده و توان انتقال پیغام ها، سیاستها و برنامه های تحول را به مراتب بهتری دارا هستند؟
موضع آلن بدیو در بین متفکرین معاصر در باره هنرها منحصر به فرد است. موضع اش در جهت خلاف دیدگاه های هژمونیک(مسلط) کنونی در جامعه است. دیدگاه مسلط معتقد است که امروزه احتمال آشتی دادن هنر و واقعیت اجتماعی وجود دارد. انگار که هنر در عصر ما وظیفه دارد تا ما را از موقعیتی كه در فرآیندهای باز تولید در جوامع سرمایه داری وجود دارد، اطمینان دهد. اما این دیدگاههای مسلط، توانایی هنر را برای زایش افقهای دوری که بتواند ما را فراتر از محدودیتهای زمان به بَرند، محو می کنند. 
موسیقی به انسجام اجتماعی کمک می‌کند و از این طریق اثر بخشی فعالیت‌های گروهی را افزایش می‌دهد. آوازهای کار و جنگ، لالایی و سرودهای ملی، خانواده‌ها و گروه‌ها یا کل یک ملت را به هم پیوند می‌دهند. به همین ترتیب موسیقی ممکن است وسیله‌ای برای کاهش استرس اجتماعی و پرخاشگری باشد. این عقیده که موسیقی ممکن است به عنوان یک همبستگی اجتماعی عمل کند، طرفداران بسیار دارد.
در جهان، هر گاه قسمتى از هنر، با آرمانهاى جامعه و طبقه ى سرمايه دارى و حتى اغلب، طبقه متوسطى كه سوداى بالا كشيدن خود به سطح اقتصادى بالاترى را داشت، همگام نميشد، هنر زير زمينى تولد ميافت. هر گاه سرمايه گذاران و كمپانى هاى هنرى و در اين عرصه، شركت هاى توليد موسيقى، نگاه مثبتى به ماهيت كيفى معناگراى اثر نداشتند، موسيقى زيرزمينى، تولد ميافت. در ايران، وضع بدتر هم بود! زيرا كه به صف اين قبيل مخالفان، حكومت هم اضافه ميشد!