رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه ۲۲ مارس ۲۰۲۶
یکشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۵

دسامبر 2019

پس از به گروگان گرفته شدن انقلاب ۵۷ توسط بنیادگراهای مذهبی تلاشی وسیع در نابودی و یا حداقل به حاشیه بردن این دو عنصر مهم فرهنگ ایرانی کردند و در همه‌ی این سال‌ها در تلاش برای ایجاد یک فرهنگ آمیخته به عرفان مذهبی و موسیقی به اصطلاح عرفانی مذهبی کردند که بتوانند جامعه را از این دو شاخصه‌ی فرهنگی ایرانی تهی کنند.
در پایان جنگ اول جهانی، در حالی که سرود انترناسیونال را بلشویک‌ها، تروتسکیست‌ها و سایر سوسیالیست‌ها استفاده می کردند، شورش کارگران آلمانی 1918-1919 از یک سو زیر فشار پلیس، و از سوی دیگر به علت تضادهای استراتژیک و تاکتیک‌های داخلی رهبران شورش سرکوب شد. یک قرن بعد، جامعه شناس آمریکایی، "تاد گیتلین" در مقاله ای بنام «موسیقی گمشده‌ی چپ»، شکست مربوطه را تحلیل می کند و یکی از دلایل شکست را نبود سرودی که بتواند اعتراضات را یکدست و متحد کند مطرح می کند
پروژه توسعه بندر بهشتی چابهار و واگزاری کامل آن به هند و اعطای امتیازاتی در حد کاپیتولاسیون (تسلیم مشروط) به اتباع هندی و افغانی در چابهار، لکه تاریکی است در کارنامه سیاه جمهوری اسلامی. همکاری شرکت های غیر بومی ایرانی اما وابسته به نظام (عمدتا از تهران, مشهد, یزد, اصفهان, ) با شرکت های افغانی و هندی و حتی چینی باعث فقرزایی هولناک و به حاشیه رانده شدن حدود دو سوم جمعیت مردم بومی چابهار شده است.
ما از ایرانیان ساکن برلین دعوت می کنیم ،برای پشتیبانی از مبارزات دموکراتیک مردم ایران علیه حکومت دینی و نظام جمهوری اسلامی اسلامی با فعالیت‌های این «کمیته» همگام شوند.
در اعتراض به اقدامات وحشیانه و سرکوبگرانه ضد انسانی جمهوری اسلامی که با کشتار بیش از سیصد نفر و زخمی کردن هزار نفر و دستگیری بیش ازده هزار نفر ، اعتراضات و راهپیمایی های مسالمت آمیز مردم ایران را به خاک وخون کشید گردهم می آییم.
سرمایە دار زمانی کە پای حفظ منافع در میان باشد بخصوص اگر سرمایە دار و صاحب مقام دولتی و سردمدار نظامی هم باشد، دیگر همشهری و غیر همشهری نمی شناسد. این منافع هرچە زیادتر و نامشروعتر باشد سرکوب کسانی کە حفظ آنرا بە مخاطر بیندازد خشونت بارتر است. این دلیل آن کشتار وحشتناک و انتقامجویانە ای است کە در ماهشهر انجام شدە است
"جنگ کارگری"، واقف است که یک پاسخ مثبت ساده به سؤال فوق، به دلیل التقاط حاکم بر سیاست اقتصادی جمهوری اسلامی، ناممکن یا دست کم ناقص است. اما بر این باور است که با نفی جریان نئولیبرالیستی در اقتصاد امروز ایران نیز، نمی توان این اقتصاد را به درستی توضیح داد. امید است مقالۀ حاضر، که در چند شمارۀ آیندۀ "جنگ کارگری" تکمیل خواهد شد، نیل به درکی روشنتر از نئولیبرالیسم را تسهیل کند. امتیاز این مقاله استخراج مشخصۀ بنیادین نئولیبرالیسم، مبتنی بر سیر تاریخی واقعی آن است.
هیات مقررات زدایی مصداق بارز یک نهاد فراقانونی و غیر شفاف است که آسیب‌های جدی در وضعیت معیشتی طبقه‌ی کارگر ایجاد کرده است. شناخت و افشای نهادهای اینچنینی، اعضای آن و عملکردهای آنها، یک زمینه‌ی فعالیت روشنگرانه برای فعالیت‌های کارگری خواهد بود.
گنبد مینا در حال روشن شدن است. در آبی روشن کم‌رنگ آن، گنبدهای لاجوردی را می‌بینم که در دوردست کشور، در رویاهای من صف کشیده‌اند. با هزاران گُل‌بته‌های رقصان در نخستین شعله شفق. نقش‌های اسلیمی که چون فواره‌های آتش دست بر آسمان گشوده‌اند در میدانی بزرگ، هر شاخ را که کنار می‌زنم، باغ روح دیگری گشوده می‌شود. کدام دست‌ها چنین بهشتی را آراسته‌اند؟ آیا تنها دست چیره هنرمندی می‌تواند چنین بهشتی را بیافریند؟ چه عشق و ایمانی در پس این آفرینش است؟ آرامش گنبد لاجورد.