دوشنبه ۳۰ مارس ۲۰۲۶
دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
فوریه 2021
چرا درس ما به این نسل نباید درس محبتی باشد از زمزمه عاشقی؟ عشق به زندگی، این گوهر یکبار نهاده شده در کف انسان! چرا نباید درس ما درس هم گرائی و نزدیک شدن بهم دیگر برای یافتن زبان مشترک برای کاری مشترک باشد؟ مگر نه فلسفه هر بزرگداشتی، نقد آن گذشته و دادن پیام مشخص حاصل از این نقد برای آینده است؟
اگر جهان امپریالیستی در دوران پسا کرونا برای برون رفت خویش با حفظ قدرقدرتی جهانی خود ترکیبی مختلط از راه حل های مختلف را در نظر گرفته باشد، پروژه جنگ و دست یازیدن به استراتژی اقتصاد جنگی، یکی از بخش های این ترکیب چندین بعدی خواهد بود. نقاط حساسی که در جهان امروز در آنها شعله های درگیری های امنیتی-جنگی دمیده میشود را همچنان میتوان در دریای جنوبی چین، منطقه شبه جزیره بالکان و اطراف روسیه، منطقه خاورمیانه و کشورهای مختلف امریکای لاتین هستند.
اینکه انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ از نگاه اقشار گوناگون مردم خواستگاه های متفاوتی را انعکاس می بخشید را نمی توان کتوان کرد. اما یک خواست برای همه عمومیت داشت و آن نیز برون رفت از خفقان حاکم بر کشور بود. اما حکومت یک دهه ایت الله خمینی با شفاویت کامل نشان داد که وی هر آنچه را که در ابتدای انقلاب به زبان آورد هیچگاه مد نظرش نبود و خواست مشترک مردم هیچ همخوانی با نوع تفکر وی نداشت. آنچه توده مردم از آن بیخبر بودند، تقیه کردن وی بود که از باب تفکر شیعه گری وی در پشت پا زدن به گفته های قبلیش ریشه می گرفت و در سلک این عالیجنابان ردا پوش امری است پذیرفته شده.
در یکی از این حمام رفتن ها که فکر میکنم اواخر اردیبشهت یا اوایل خرداد ۶۳ بود؛ موقع ایستادن در صف گرفتن کت پیژامه تمیز، قبل از رفتن بداخل دوش، از زیر چشمبند یکنفر که چمباتمه روی زمین نشسته و جوراب پشمی از نوعی که در شمال و بیشتر در مناطق کوهستانی و در زمستان میپوشند، پوشیده بود، نظرم را جلب کرد. با خود گفتم این زندانی چرا در این هوای گرم تهران جوراب پشمی پوشیده؟ با کمی دقت از زیر چشمبند متوجه شدم که او جوارب پشمی نپوشییده بلکه آنها زخمهای حاصل از کابل اند که از کف تا مچ پا و بالا تر زیر پیژامه ادامه دارند، که بنا به تجربه شخصی در روند بهبودند.
دوستان عزیز، ما و شما و هر گرایش نظری دیگر، حق دارد با زاویه ی دید خود به مسائل بنگرد. ولی اساسِ دفاع از منافع ملی و صداقت سیاسی حکم می کند که؛ اگر ما با همهی نیت پاکی که در خود سراغ داریم و به آن معتقدیم، وقتی در بعضی شرایط و برخی مسائل بقول رفیق عزیز؛ مواضع ما هم مانند دیگران دارای سوراخ می شود. پس جا دارد با پذیرشِ ضعفِ مواضع خود، به رفع آن نواقص بپردازیم.
امروز با تاکید بر همان آرمانها می بایست به استقبال وحدت و اتحاد در صفوف چپی مستقل، استبداد ستیز و برابری طلب شتافت. من آرزو می کنم همه رزمندگانی که برای دستیابی به برابری در تمام زمینه ها با جمهوری اسلامی سرآشتی ندارند بدون گروه گرائی آغوش خود را برای فشردن صفوف خود و وحدت چنین نیروئی بگشایند.
فدائيان با چنين استراتژی مبارزه مسلحانه را آغاز کردند به اين اميد که مبارزه به سرعت سراسری خواهد شد، حمايت معنوی کارگران و دهقانان در گام نخست و در گام بعدی حمايت فعال آن ها را جلب خواهد کرد. بدين ترتيب کارگران و دهقانان از قيد "ديکتاتوری امپريايستی" رها شده و به جنبش می پيوندند. اين نگاه مبارزه مسلحانه را مطلق کرده و به اشکال ديگر مبارزه از جمله مبارزه سياسی و صنفی و به کار تئوريک کم بها می داد.
میتینگها ی ما را با قلدری به همریختند؛ دخترها و زن ها را کتک زدند؛ فحاشی کردند و به زندانهای شان بردند؛ رهبرحزب توده را، که در نشریه حزب توده بسیار نرم، ملایم و با احترام از خمینی نام میبرد، دستگیر کردند و به زندان بردند. نشریه حزب توده نوشت «تهمتن در تبعید»! بدین معنی که قهرمان هرگز تسلیم نمیشود؛ چندی بعد از دستگیری؛ کیانوری در صفحه تلویزیون دیده شد! زار و ناتوان به ثناگویی امام خمینی پرداخت؛